ديدم امام عليه السّلام آنجا تشريف دارند سلام كردم بعد از جواب سلام فرمود غذائى كه شايسته دوستان ما باشد براى آنها تهيه كن .
عرضكردم تهيه نمودهام و آنچه لازم بود آماده شده است فرمود : ستايش خداى را كه به تو توفيق عنايت فرموده . شيعيان را جمع نمودم پس از صرف غذا به من فرمود : ببين در كوفه از دانشمندان هر كس كه هست حاضر نما .
آنگاه حضرت رضا فرمود : من مايلم همان طورى كه مردم بصره از وجودم استفاده نمودهاند شما نيز بهرهمند شويد خداوند به من هر كتابى را كه بر پيغمبران نازل فرموده ، آموخته است . رو بجاثليق نموده او مردى دانشمند و مطلع و با عقل و اهل استدلال بود فرمود : آيا اطلاع دارى از نوشتهاى كه حضرت عيسى پيوسته به گردن خويش آويخته بود و در آن پنج اسم وجود داشت كه اگر در مغرب بود ميخواست بمشرق رود خدا را بيكى از آن پنج اسم قسم ميداد ، اين فاصله را بطى الارض ميپيمود . جاثليق گفت : نه ولى اسماء پنجگانهاى كه خداوند را بوسيله آنها قسم ميداد و آنچه ميخواست برآورده ميشد ميدانم . حضرت رضا فرمود : اللَّه اكبر حالا كه منكر پنج اسم نيستى مهم نيست كه نوشته را قبول داشته باشى يا نداشته باشى .
رو به طرف مردم نموده فرمود : آيا منصفترين شخص كسى نيست كه در استدلال با خصم از روى كتاب و دين و ملت و شريعت خود او بحث نمايد جوابدادند آرى ، سپس فرمود : امام نيست مگر كسى كه قيام كند به آنچه پيامبر قيام نموده هنگامى كه متصدى امامت شده ، شايسته امامت نيست مگر كسى كه با تمام ملل استدلال با براهين نمايد در باره امامت .
رأس الجالوت پرسيد آن استدلال براى امامت چيست ؟ فرمود : به اين طور كه عالم بتورات و انجيل و زبور و قرآن كريم باشد تمام لغات را بداند بطورى كه هيچ زبانى نباشد كه از آن اطلاع نداشته باشد ، با هر دسته به زبان خودشان صحبت كند با تمام اين اوصاف بايد پرهيزگار و پاكيزه از هر ناپاكى و مبرا از
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت على بن موسى الرضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 72
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٧٢