تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت على بن موسى الرضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
پس از تمام شدن تلاوت ، رأس الجالوت گفت به خدا قسم اى پسر محمّد اگر رياستى كه بر تمام يهود پيدا كرده‌ام مانع نمىشد دستور تو را پيروى ميكردم بخدائى كه تورات را بر موسى و زبور را بر داود نازل كرده كسى را نديده‌ام تورات و انجيل و زبور را بهتر از شما تلاوت كند و نه بهتر و شيرين‌تر از شما تفسير نمايد . تا هنگام ظهر حضرت رضا عليه السّلام با آنها مناظره ميكرد در اين موقع فرمود من نماز ظهر را ميخوانم و سپس بمدينه خواهم رفت به جهت همان وعده‌اى كه بفرماندار داده‌ام تا جواب نامه رفيقش را بنويسد فردا صبح زود خواهم آمد ان شاء اللَّه . عبد اللَّه بن سليمان اذان گفت و اقامه نيز خواند حضرت علي بن موسى الرضا پيش ايستاد و نماز خواند قرائت را مختصر و ركوع و سجود را كامل انجام داد بعد از نماز از بصره خارج شد ، فردا صبح به همان مجلس بازگشت دخترى رومى خدمت ايشان آوردند به زبان رومى با او صحبت نمود ، جاثليق سخنان آن جناب را مىشنيد و به زبان رومى كاملا آشنا بود حضرت رضا به آن دختر فرمود : كداميك از اين دو نفر را بيشتر دوست ميدارى عيسى يا حضرت محمّد را ؟ در جواب گفت قبلا عيسى را بيشتر دوست ميداشتم تا زمانى كه حضرت محمّد صلى اللَّه عليه و آله و سلم را نشناخته بودم ولى اكنون محمّد صلى اللَّه عليه و آله و سلم را از هر پيغمبرى بيشتر دوست ميدارم . جاثليق گفت : حالا كه داخل اسلام شده‌اى بعيسى بىعلاقه هستى گفت : هرگز چنين نيست عيسى را هم دوست ميدارم و به او ايمان دارم ولى محمّد صلى اللَّه عليه و آله و سلم بيشتر مورد علاقه من است . حضرت رضا عليه السّلام رو بجاثليق نموده فرمود براى مردم تفسير كن آنچه اين دختر گفت . جاثليق تمام گفته‌هاى او را تفسير نموده سپس گفت : اى پسر محمّد ! مردى هندى اينجا است كه نصرانى است و قدرت بحث و مناظره هم دارد . فرمود او را بياوريد ، آن مرد را حاضر كردند با زبان هندى صحبت نمود سپس شروع كرد باستدلال نمودن پيوسته او را با همان زبان هندى بمطلب نزديك