تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت على بن موسى الرضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
حضرت عيسى بظهور حضرت محمّد است . شروع كرد به خواندن سفر سوم از انجيل تا رسيد باوصاف حضرت رسول فرمود اين شخص را كه توصيف مىكند كيست ؟ جاثليق پرسيد چه صفتى را بيان مينمايد فرمود جز آنچه خدا توصيف كرده نمىگويم . صاحب شتر و عصا و رداء است پيغمبر درس نخوانده ايست كه نامش در تورات و انجيل ذكر شده ، امر بمعروف و نهى از منكر مينمايد آنچه پاكيزه است حلال ميداند و هر چه ناپاك است حرام مينمايد گرفتارى و بندهاى گران آنها را بر ميدارد به راه راست و طريق استوار هدايت مىكند . فرمود تو را به حق عيسى روح اللَّه و كلمه خدا قسم مىدهم آيا اين صفات را در انجيل راجع به پيغمبر ما نميخوانيد در اين هنگام جاثليق سر به زير انداخت و در فكر فرو رفت . متوجه شد اگر انكار انجيل كند كافر مىشود . گفت : صحيح است اين اوصاف در انجيل هست و عيسى چنين بشارتى را داده ولى در نزد نصرانيان ثابت نشده كه همان شخص پيغمبر شما است فرمود اينك كه انكار انجيل نكردى و اقرار به اين اوصاف نمودى سفر دوم را توجه كن كه در آن از محمّد و جانشين او و دخترش فاطمه و حسن و حسين فرزندانش ياد نموده . جاثليق و رأس الجالوت كه اين سخن را شنيدند متوجه شدند كه حضرت رضا بتورات و انجيل كاملا وارد است با خود گفتند از راهى بر ما استدلال مينمايد كه امكان رد آن نيست مگر منكر تورات و انجيل و زبور شويم . گفتند صحيح است موسى و عيسى بشارت بظهور چنين پيغمبرى داده‌اند ولى ثابت نشده براى ما كه همان محمّد شما است يا ديگرى است . حضرت رضا فرمود : اكنون كه در شك افتاديد بگوئيد آيا پيغمبرى را قبلا يا بعدا از فرزندان آدم تاكنون بنام محمّد خداوند مبعوث نموده جز پيغمبر ما ؟ يا مىيابيد چنين اوصاف را در كتاب پيغمبرى جز حضرت محمّد ؟ از اين جواب عاجز شدند . گفتند بر ما جايز نيست اقرار كنيم آن محمّد همين