همين روزها مبتلا به خون خويشاوندى خواهى شد سخن مرا تصديق خواهى كرد ؟ جواب داد نه زيرا غيب را جز خدا كسى نميداند . فرمود مگر خداوند نميفرمايد :
(
عالِم الْغَيْب فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِه أَحَداً إِلَّا مَن ارْتَضى مِن رَسُول
) خدا داناى نهان و آشكار است كسى را بر غيب او اطلاعى نيست مگر پيغمبران پسنديده ، پيغمبر مورد پسند خداوند است و ما ورثه او هستيم او همان پيغمبرى است كه خداوند بر رازهاى نهانش آگاه نموده ما نيز آنچه پيش از اين بوده و آنچه تا روز قيامت خواهد شد ميدانيم . آنچه به تو گفتم از مبتلا شدن به خون خويشاوند تا سه روز ديگر واقع مىشود .
اگر تا سه روز نشد من دروغگو و بهتان زنم چنانچه انجام شد بدان تو مخالف خدا و پيغمبرى . اينك دليل ديگرى تو از چشم نابينا خواهى شد كه كوه و بيابان را نخواهى ديد ، اين جريان نيز چند روز ديگر واقع مىشود .
پيش آمد ديگرى نيز هست قسم بدروغ خواهى خورد بر اثر آن قسم دروغ مبتلا به مرض برص ميشوى .
محمّد بن فضل گفت : به خدا سوگند آنچه حضرت رضا فرموده بود واقع شد به او ميگفتند حالا بگو . حضرت رضا عليه السّلام راست گفت يا دروغ ، جواب ميداد من همانوقت ميدانستم راست ميگويد ولى نميتوانستم قبول كنم .
در اين موقع حضرت رو به طرف جاثليق رهبر نصرانيان نموده فرمود : آيا انجيل دلالت بر نبوت پيغمبر اسلام محمّد بن عبد اللَّه دارد يا نه ؟
جاثليق گفت : اگر دلالت ميداشت ما انكار نميكرديم فرمود سكتهاى كه در سفر سوم است چيست ؟ جاثليق جواب داد يكى از اسماء خدا است كه جايز نيست اظهار كنم فرمود اگر من برايت ثابت كنم اسم حضرت محمّد و اوصاف او است و اينكه عيسى به او اقرار داشته و بنى اسرائيل را بظهورش بشارت داده قبول خواهى كرد جاثليق گفت : اگر اين كار را بكنى قبول ميكنم من انجيل را رد نميكنم .
حضرت رضا عليه السّلام فرمود اينك توجه كن به سفر سوم كه در آن بشارت