بخش بيست و سوم بركات و معجزاتى كه از روضه منوره حضرت رضا عليه السّلام مشاهده شده
عيون اخبار الرضا : ج 2 ص 278 - ابو طالب حسين بن عبد اللَّه بن بنان طائى گفت : از محمّد بن عمر نوقانى شنيدم كه ميگفت : يك شب من در بالاخانه در نوقان خوابيده بودم شب تاريكى بود يك مرتبه از خواب بيدار شدم . نگاه كردم به آن طرف كه محل دفن حضرت رضا عليه السّلام است ديدم نورى بسيار زياد تابيده بطورى كه تمام اطراف حرم روشن است مثل روز ، من در باره امامت حضرت رضا عليه السّلام ترديد داشتم مادرم كه مخالف اين خانواده بود به من گفت چه شده ؟
جريان را برايش شرح دادم كه نورى تمام سناباد را روشن كرده گفت چيزى نيست اين از كارهاى شيطان است .
محمّد گفت : شب ديگرى كه تاريكتر از آن شب بود باز همان نور را ديدم كه تمام اطراف حرم را روشن نموده ، مادرم را متوجه كردم او را آوردم در همان جائى كه خودم ميديدم از ديدن آن نور در شگفت شد شروع به حمد و ثناى پروردگار كرد ولى او مثل من ايمان نياورد بجانب حرم رفتم ديدم دربها بسته است . گفتم خدايا اگر واقعا حضرت رضا امام است اين درب را برايم بگشا ، همين كه دست بدرب زدم باز شد با خود گفتم شايد آن طور كه بايد بسته نبوده درب را چنان بستم كه جز بوسيله كليد باز نميشد ، باز گفتم خدايا اگر امامت حضرت رضا واقعيت دارد درب را برايم باز كن تا با دست كشيدم باز شد .
وارد حرم شدم زيارت كرده نماز خواندم و عارف بمقام آن جناب شدم هر روز جمعه از نوقان به زيارت حضرت رضا ميرفتم و نماز آنجا ميخواندم اين كار را تا حالا نيز ادامه دادهام .