به اين حالت ببينم آرزو داشتم قبل از تو بميرم خدا هر چه بخواهد انجام ميدهد .
بعد دستور غسل و كفن و حنوط آن جناب را داد و با جنازه رفت تا همين محلى كه اكنون در آنجا دفن شده كه خانه حميد بن قحطبه در دهى كه سناباد نام داشت بفاصله يك صدارس از نوقان بود در همان جا هارون الرشيد نيز دفن شده بود كه آرامگاه حضرت رضا جلو قبر او در قبلهاش قرار دارد . حضرت رضا عليه السّلام فرزندى جز امام محمّد تقى عليه السّلام نداشت كه در سال فوت پدرش هفت سال و چند ماه داشت .
توضيح : آنچه شيخ مفيد در ارشاد نقل كرده با همين سند ابو الفرج در كتاب مقاتل خود نقل كرده پس از آن از ابو صلت هروي نقل مىكند كه گفت مأمون براى عيادت حضرت رضا آمد ديگر آن جناب در حال احتضار است گريه كرده گفت بسيار گران است برادر بر من كه اين حال شما را مشاهده كنم آرزوى زنده بودن شما را داشتم از همه سختتر اينست كه مردم گمان ميكنند من شما را مسموم كردهام با اينكه چنين كارى را نكردهام در اين موقع مأمون خارج شد . حضرت رضا عليه السّلام از دنيا رفت قبل از آنكه امام را دفن نمايند مأمون آمد دستور داد پهلوى پدرش دفن كنند بعد روى بجانب ما نموده گفت اين آقا ( اشاره به جنازه حضرت رضا عليه السّلام نمود ) به من فرموده كه وقتى قبرش را حفر كنند آب و ماهى ظاهر مىشود . اكنون بكنيد ببينم ، وقتى كندند تا بلحد رسيد آبى جوشيد و در ميان آب ماهى ديده شد بعد آب فرو رفت و حضرت رضا عليه السّلام را در آنجا دفن كردند .
كشف الغمه : معمر بن خلاد از حضرت جواد نقل كرده يا از مردى كه او از حضرت جواد نقل نمود ( ترديد از ابو علي راوى حديث است ) . گفت حضرت جواد فرمود معمر سوار شو گفتم كجا تشريف ميبريد فرمود همانطور كه به تو گفتم سوار شو . معمر سوار شد گفت رسيديم به يك دره يا زمين گودى ( ترديد از ابو على است ) به من فرمود بايست ايستادم تا برگشت عرضكردم فدايت شوم
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت على بن موسى الرضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 285
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٨٥