تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت على بن موسى الرضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
كه توانستند هارون را دفن كردند . فرمود : آن محل را بكاويد خيلى آسان حفر مىشود يك ماهى از مس خواهيد يافت كه با خط عبرى بر آن نوشته ايست وقتى لحد مرا كنديد گود كنيد و آن ماهى را طرف پاى من دفن نمائيد . وقتى مشغول كندن شدند وسائل حفارى گوئى در شن فرو ميرفت ماهى را ديديم كه بر آن به خط عبرى نوشته بود : اينجا آرامگاه علي بن موسى است و آنجا قبر هارون ستمگر است . ماهى را در همان جا كه وصيت كرده بود دفن نموديم . ارشاد مفيد : حضرت رضا عليه السّلام پيوسته مأمون را پند و اندرز ميداد هر وقت فرصتى مييافت او را از خدا ميترسانيد و او را بر كارهاى ناپسندش سرزنش ميكرد مأمون در ظاهر قبول ميكرد ولى در باطن ناراحت بود و خوشش نمىآمد يك روز حضرت رضا عليه السّلام وارد شد ديد مأمون وضوء براى نماز ميگيرد و غلامش آب بر روى دستش ميريزد . فرمود هيچ كس را شريك در عبادت پروردگار خود مكن . مأمون غلام را اجازه رفتن داد و بقيه وضو را خودش گرفت اين جريان بيشتر موجب خشم و ناراحتى او شد . حضرت رضا عليه السّلام بر فضل بن سهل و حسن برادرش پيش مأمون خورده مىگرفت و اعمال و رفتار ناپسند آنها را گوشزد مأمون ميكرد و او را از گوش دادن به حرف ايشان بر حذر ميداشت . اين مطلب را آنها فهميده بودند اين دو برادر پيوسته پيش مأمون از حضرت رضا بدگوئى مىكردند و او را نسبت بايشان بدبين ميكردند و از عاقبت اين بزرگداشتن برحذر ميداشتند بالاخره نظر مأمون را نسبت به حضرت رضا تغيير دادند . روزى حضرت رضا با مأمون غذا خورد از آن غذا بيمار شد مأمون نيز خود را به بيمارى زد محمّد بن علي بن حمزه از منصور بن بشير و او از برادر خود عبد اللَّه بن بشير نقل كرد كه گفت : مأمون به من دستور داد ناخونهايم را
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت على بن موسى الرضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 283 | العلامة المجلسي / موسى خسروى