203 در آن وقت 52 سال داشت . بعضى 55 سال گفتهاند .
اين مطلب را ابو علي حسين بن احمد سلامى در كتاب خود مينويسد ولى صحيح در نزد من آن است كه مأمون حضرت رضا را بواسطه نذرى كه قبلا ذكر شد وليعهد كرد فضل بن سهل هميشه دشمن و كينهتوز با آن جناب و مخالف با ولايتعهدى ايشان بود زيرا فضل را برمكيان روى كار آوردند حضرت رضا چهل و هفت سال و شش ماه داشت وفاتش در سال 203 بوده چنانچه در اين بخش توضيح داديم .
عيون اخبار الرضا : علي بن حسين منشى بقاء كبير نقل كرد كه حضرت رضا عليه السّلام بيمار شد مأمون براى ديدن آن حضرت رفت بغلام خود گفت : اين را با دست خود نرم كن ميخواهم براى چيزى كه در ظرف سفالين است گفت داخل يك سينى آن را نرم كردم مأمون گفت دست خود را مبادا بشوئى با من باش خدمت حضرت رضا رفت نشست تا آن جناب فصد كرد ولى عبيد اللَّه گفت فصد را بتأخير انداخت .
مأمون به آن غلام گفت : از درخت انارى كه داخل منزل حضرت رضا قرار داشت انار بچيند و با دست خود آن را دانه كند انارها را داخل جامى دانه كرد بعد گفت او را بشوئيد . به حضرت رضا عليه السّلام گفت از اين انار ميل كن فرمود وقتى امير المؤمنين خارج شد ميخورم گفت نه به خدا بايد پيش من ميل كنيد اگر نمىترسيدم كه باعث رطوبت مزاج من شود با شما ميخوردم چند قاشق ميل فرمود مأمون خارج گرديد .
هنوز نماز عصر را نخوانده بوديم پنجاه مرتبه براى قضاى حاجت رفت مأمون پيغام فرستاد كه اين ناراحتى بواسطه اخلاط زيادى است كه در بدن شما است شب حال آن جناب بدتر شد و صبح از دنيا رفت آخرين سخنى كه بر زبان آورد اين آيه بود :
قُل لَوْ كُنْتُم فِي بُيُوتِكُم لَبَرَزَ الَّذِين كُتِب عَلَيْهِم الْقَتْل إِلى مَضاجِعِهِم
وَ كان أَمْرُ اللَّه قَدَراً مَقْدُوراً
.