رسيدهايد و فرزندى نداريد باز از مرتبه اول بيشتر سر به زير انداخته در فكر شد سپس سر بلند كرده فرمود : خدا را گواه ميگيرم كه در آينده نزديك داراى فرزند خواهم شد .
عبد الرحمن بن ابى نجران گفت : تاريخ گذاشتيم از همان زمان كمتر از يك سال گذشت كه خداوند حضرت جواد را بايشان مرحمت فرمود .
همين حسين بن قياما مشغول طواف خانه كعبه بود حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام به او نگاهى كرده فرمود ترا چه مىشود خداوند حيران و سرگردانت كند پس از اين نفرين او قائل بوقف شد .
علل الشرائع : ابن وليد از علي و او از پدرش نقل كرد كه ابن ابى عمير مردى بزاز بود از شخصى ده هزار درهم طلب داشت ثروت ابن ابى عمير از دست رفت و فقير شد آن مرد خانهاش را بده هزار درهم فروخت و پولها را آورد به خانه ابن ابى عمير درب خانه او را كوبيد .
محمّد بن ابى عمير خارج شد آن مرد گفت : اين طلبى است كه از من داشتى اينك برايت آوردهام . پرسيد از كجا تهيه كردهاى ارثى به تو رسيده ؟ گفت : نه سؤال كرد كسى به تو بخشيده ، پاسخ داد نه من خانهام را فروختم تا قرضم پرداخت شود .
ابن ابى عمير گفت : ذريح محاربى از حضرت صادق براى من نقل كرد كه فرموده است :
« لا يخرج الرجل عن مسقط رأسه بالدين »
بواسطه قرض شخص نبايد خانه نشيمن خود را بفروشد . پولها را ببر من احتياجى به آن ندارم با اينكه خدا شاهد است كه هم اكنون بيك درهم آن نيازمندم ولى يكدرهم از چنين پولى را تصرف نخواهم كرد .
اختصاص : محمّد بن جعفر مؤدب گفت : صفوان بن يحيى كه كنيهاش ابو محمّد مولى بجيله بود بشغل پيراهن فروشى اشتغال داشت از تمام اصحاب حديث بيشتر مورد اعتماد بود و از همه عابدتر در هر روز صد و پنجاه ركعت نماز ميخواند و در سال سه ماه روزه ميگرفت و سه مرتبه زكات مال خود را خارج ميكرد .
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت على بن موسى الرضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 249
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٤٩