تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت على بن موسى الرضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
تفسير عياشى : ج 1 ص 203 - صفوان گفت : از حضرت رضا عليه السّلام براى محمّد بن خالد اجازه خواستم و عرضكردم كه معتقد بامامت نيست ولى ميگويد به خدا قسم منظورم از اين ملاقات آنست كه عقيده آن جناب را نپذيرم حضرت رضا عليه السّلام فرمود : بگو بيايد . وارد شده گفت : فدايت شوم من موقعيتى را از دست داده‌ام و بر خود ستم كرده‌ام ( گمان ميكردند از اين سخن منظورش عيبجوئى بر حضرت رضا است ) اينك توبه ميكنم و از شما تقاضا دارم عذرم را بپذيريد و مرا ببخشيد نسبت به وضع گذشته‌ام فرمود بسيار خوب عذرت را مىپذيرم اگر نپذيرم بر خلاف عقيده اين دسته مىشود اشاره به من كرد ( يعنى بر خلاف عقيده بامامت مىشود ) و مطابق نظر مخالفين امامت است خداوند به پيامبرش ميفرمايد :
فَبِما رَحْمَةٍ مِن اللَّه لِنْت لَهُم وَ لَوْ كُنْت فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْب لَانْفَضُّوا مِن حَوْلِك فَاعْف عَنْهُم وَ اسْتَغْفِرْ لَهُم وَ شاوِرْهُم فِي الْأَمْرِ
بعد راجع بموسى بن جعفر عليه السّلام پرسيد فرمود از دنيا رفته است طلب مغفرت نمود برايش . كشف الغمه : آبى در نثر الدرّ مينويسد گروهى از صوفيه در خراسان خدمت حضرت رضا عليه السّلام رسيده عرضكردند امير المؤمنين مأمون مقام خلافتى كه خدا به او عنايت كرده ، خواست بشايسته ترين مردم واگذار نمايد شما خانواده پيغمبر را از همه مردم بمقام رهبرى شايسته ترديد و از ميان اهل بيت شما را از هر نظر لايق‌تر بمقام امامت تشخيص داد تصميم گرفت خلافت را بشما واگذارد باينكه مردم احتياج دارند به كسى كه غذاى خوب نخورد و لباس درشت بپوشد و سوار الاغ شود و بعيادت مريض رود حضرت رضا عليه السّلام كه تكيه نموده بود راست نشست فرمود يوسف پيامبر بود لباسهاى ديبا آراسته با طلا ميپوشيد و تكيه بر تخت فرعون مينمود و حكومت ميكرد امام بايد عادل و دادگر باشد وقتى حرف مىزند راست بگويد وقتى حكومت مىكند عدالت ورزد و بوعده خود وفا كند خداوند خوراك و پوشاك را حرام نفرمود اين آيه را قرائت نمود :
قُل مَن حَرَّم زِينَةَ اللَّه