نوشتم برايت كه هر چه ما داشته باشيم نعمتى است كه خداوند بما ارزانى داشته او را سپاسگزاريم شريكى ندارد . نامهات رسيد بجان خود سوگند ياد ميكنم چنان در انجام درخواستهايت كوشيدم كه اگر خودت بودى اين قدر كوشش نميكردى به خدا پناه ببر كه جز او پناهى نيست
« لا حول و لا قوة الا باللَّه » .
عيون : محمّد بن عبد اللَّه بن طاهر گفت من در نزد پدرم بودم ابا صلت هروى و اسحاق بن راهويه و احمد بن محمّد بن حنبل نيز حضور داشتند پدرم گفت بايد هر كدام يك حديث نقل كنيد . ابو الصلت هروى گفت : علي بن موسى الرضا كه واقعا پسنديده بود همان طورى كه نامش رضا شد از پدرش موسى بن جعفر آن جناب از جعفر بن محمّد و ايشان از محمّد بن علي و آن جناب از پدرش علي بن الحسين آن حضرت از پدرش حسين بن على و ايشان از علي بن ابى طالب عليه السّلام نقل كرد كه پيمبر اكرم فرمود ايمان گفتار و كردار است . وقتى بيرون آمديم احمد بن محمّد ابن حنبل گفت اين چه نوع سندى بود در نقل حديث . پدرم به او گفت اين استاد دواى بيمارى جنون است كه وقتى بمشام برسد ديوانه بهبودى پيدا مىكند .
عيون و معانى الاخبار : ص 218 - داود بن محمّد نهدى از يكى از اصحاب نقل كرد كه پسر ابو سعيد مكارى خدمت حضرت رضا عليه السّلام رسيد عرضكرد : خدا ترا بمقامى رسانده كه همان ادعاى پدرت را بكنى .
حضرت رضا به او فرمود : خدا نورت را خاموش كند و قصر بكاشانهات سايه افكند مگر نميدانى خداوند بعمران وحى كرد من به تو پسرى مىدهم بعد به او مريم را عنايت كرد از مريم عيسى متولد شد پس عيسى از مريم و مريم از عيسى است عيسى و مريم يك چيز هستند من از پدرم و پدرم از من است من و او يكى هستيم .
پسر ابو سعيد گفت : پس يك سؤال از شما ميكنم فرمود گمان نميكنم از من بپذيرى تو از علاقمندان ما نيستى بالاخره بگو .
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت على بن موسى الرضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 246
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٤٦