موقع تمام دانشمندان سكوت كردند .
مأمون گفت : شما از من سؤال كرديد و بر من ايراد گرفتيد حالا اجازه ميدهيد من سؤال كنم : گفتند : آرى گفت آيا باجماع و اتفاق است اين روايت از پيامبر اكرم نقل نشده كه فرمود : « من كذب علي متعمدا فليتبوأ مقعده من النار » هر كه بر من عمدا دروغ ببندد نشيمنگاهش پر از آتش مىشود . گفتند صحيح است گفت باز روايت كردهاند كه فرموده است هر كه معصيت خدا را كند چه كوچك و چه بزرگ و اين كار را دين خود بشمارد و از دنيا برود با اصرار بر آن كار در طبقات جهنم مخلد خواهد بود گفتند صحيح است .
گفت : بفرمائيد آيا كسى را كه مردم انتخاب نمايند و او را بمقام خلافت برسانند ميتوان او را جانشين پيغمبر گفت كه از جانب خدا تعيين شده يا اينكه پيغمبر او را جانشين خود قرار نداده اگر بگوئيد ميتوان گفت لجبازى كردهايد اگر بگوئيد نه در اين صورت بايد اعتراف كنيد كه ابا بكر خليفه پيغمبر نيست و از جانب خدا معين نشده و شما بر پيغمبر دروغ مىبنديد و از همان دستهاى هستيد كه پيغمبر اكرم وعده آتش بايشان داده .
بگوئيد ببينم از اين دو ادعاى شما كدام يك صحيح است اينكه ميگوئيد پيامبر اكرم از دنيا رفت و كسى را بجانشينى خود تعيين نكرد با اين گفته شما نسبت بابا بكر كه خليفه پيامبر است اگر هر دو صحيح است كه اين محال است زيرا با هم نقيض هستند اگر يكى از آن دو صحيح باشد ديگرى باطل است .
از خدا به بپرهيزيد مواظب خود باشيد تقليد را رها كنيد و از پى مطالب نادرست نرويد به خدا قسم خداوند نمىپذيرد از بنده مگر چيزى را كه درك كند و قدم به جائى بگذارد كه ميداند صحيح است اما ترديد شك است و ادامه شك كفر بخداست و كسى كه در شك بماند اهل آتش است .
بگوئيد آيا ميتواند يكى از شما بندهاى را بخرد وقتى او را خريد همان بنده بشود مالك و آقاى خريدار . گفتند نه گفت پس چگونه ممكن است كسى
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت على بن موسى الرضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 199
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٩٩