تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت على بن موسى الرضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
انجام حج بايد رهسپار خانه خدا شويد اگر حج بجا آوردند وظيفه خود را انجام داده‌اند اگر حج نگزاردند ايراد بر مردم است نه بر خانه خدا . ديگرى گفت : در صورتى كه بناچار براى مردم امامى لازم است كه از او پيروى كنند چرا آن امام بايد علي باشد و ديگرى نباشد . گفت چون خدا چيز نامعلومى را واجب نمىكند و هرگز چيزى كه واجب شود ممتنع نخواهد بود اگر مجهول و نامعلوم باشد ممتنع است و امكان تشخيص آن نيست بايد پيامبر راهنمائى كند مردم را بدستور واجب تا بهانه مردم بين خود و خدا از ميان برود . مثلا اگر خدا روزه گرفتن يك ماه را واجب كند ولى مردم ندانند كدام ماه است و نه او معين كرده باشد . تو مىگوئى مردم بوسيله عقل خود آن ماه را در آورند تا دستور خدا را انجام دهند در اين صورت ديگر احتياج به پيامبر و امام نيست كه توضيح دهند . ديگرى گفت : چگونه شما ادعا ميكنيد على در هنگام ايمان آوردن بالغ بوده با اينكه مردم ميگويند موقعى كه او را دعوت كرده‌اند كودكى غير مكلف بوده و به حد بلوغ نرسيده بود گفت علي عليه السّلام يا از آن گروه بشمار ميرفته كه پيامبر براى دعوت آنها آمده اگر چنين باشد كه داراى حد تكليف بوده و ميتوانسته فرايض را انجام دهد اگر پيامبر مأمور تبليغ او نبوده در اين صورت آن جناب مشمول اين آيه مىشود :
وَ لَوْ تَقَوَّل عَلَيْنا بَعْض الْأَقاوِيل لَأَخَذْنا مِنْه بِالْيَمِين ثُم لَقَطَعْنا مِنْه الْوَتِين

« 1 » . بدون اجازه خدا چنين كارى را كرده باضافه اينكه پيامبر مردم را دعوت بكارى كرده كه خدا قدرت آن را هنوز بايشان نداده چنين چيزى محال است و امكان ندارد و شخص حكيم اين كار را نميكند و پيامبر هم اقدام به اين عمل نمينمايد خدا بزرگتر از آن است كه امر بمحال كند و پيامبر بزرگوارتر است از اينكه بر خلاف آنچه حكمت خدا اقتضا مىكند كارى انجام دهد . در اين

هامش
( 1 ) سوره الحاقه آيه 46 .