تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت على بن موسى الرضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
با اوست و او ميتواند انتخاب كند كه شما هستيد اكنون اگر گواه بخواهيد از ميان خود بياوريد كه تمامتان مدعى هستيد و نميتوانيد گواه باشيد اگر بخواهيد از مخالفين خود گواهى بياوريد بنا بر عقيده شما كه ميگوئيد اجماع بر خلافت ابا بكر شده ديگر غيرى باقى نمىماند پس چگونه بينه و گواه مىآوريد . ديگرى گفت : بعد از درگذشت پيغمبر علي وظيفه‌اش چه بود و چه ميبايد انجام دهد . مأمون گفت همان كارهائى كه كرد . گفت مگر لازم نبود كه بمردم اعلام كند من امام هستم . مأمون گفت امام بخواست خود انسان نيست و نه مردم چنين اختيارى دارند كه تعيين امامت كنند . منصب امامت از جانب خدا به امام داده مىشود چنانچه بابراهيم مىفرمايد :
إِنِّي جاعِلُك لِلنَّاس إِماماً
و چنانچه بداود ميفرمايد :
يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناك خَلِيفَةً فِي الْأَرْض
و چنانچه بملائكه در مورد آدم ميگويد :
إِنِّي جاعِل فِي الْأَرْض خَلِيفَةً
پس تعيين‌كننده امام خدا است كه او انتخاب مىكند بواسطه شخصيت و عظمت نژادى و پاكى طينت و عصمت در آينده اگر بانتخاب شخصى باشد كسى كه داراى اين شرايط شد شايسته امامت مىشود وقتى بر خلاف رفتار كرد كناره‌گيرى مىكند در اين صورت تا آن وقت كه اين افعال را انجام نداده خليفه است . ديگرى گفت : بچه دليل امامت را براى علي عليه السّلام لازم ميشماريد پس از پيغمبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم گفت بواسطه اينكه از كودكى ايمان داشت مانند خود پيامبر اكرم و چون قوم و قبيله خويش مشرك و كافر نبود چنانچه پيغمبر اكرم نيز چنين بود زيرا شرك گناه بزرگى است . هرگز ظالم امام نميشود و نه كسى كه بت پرستيده باشد باتفاق جميع كسى كه مشرك باشد دشمن خدا است او از جمعيت مسلمان خارج است زيرا اجتماع مسلمانان شاهد شرك اوست تا باز گواهى بر اسلامش دهند . دليل ديگر : شخصى كه محكوم باشد جايز نيست حاكم شود چون حاكم خود خطاكار و محكوم بوده ديگر فرقى بين حاكم و محكوم نخواهد بود .
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت على بن موسى الرضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 196 | العلامة المجلسي / موسى خسروى