مأمون گفت : اين باعث فضيلت بيشترى براى علي عليه السّلام ميگردد مأمون رو به من نموده گفت : اسحق آيا حديث پرندهء بريان در نزد تو صحيح است ؟ گفتم :
آرى .
مأمون گفت : لجاجت و ستيزهء تو آشكار گرديد زيرا از اين سه وجه خارج نيست يا همان طورى كه پيغمبر درخواست نمود محبوبترين خلق خدا پيش او آمد و يا خواستهاش پذيرفته نشد .
وجه ديگر اينكه خداوند با فضيلتترين بندهاش را مىشناخت ولى آن كس كه فضيلتش كمتر بود بيشتر مورد محبتش قرار داشت ( منظور علي عليه السّلام است كه به نظر آن دانشمندان ابو بكر بر او فضيلت دارد ) .
وجه سوم اينكه بگوئى خداوند نميداند كدام بنده فضيلت بر ديگرى دارد از اين سه قسمت كدام يك را انتخاب مينمايى اسحاق ميگويد مدتى سر به زير انداختم سپس گفتم خداوند در باره ابو بكر ميگويد :
ثانِيَ اثْنَيْن إِذْ هُما فِي الْغارِ إِذْ يَقُول لِصاحِبِه لا تَحْزَن إِن اللَّه مَعَنا
« 1 » . چنانچه ملاحظه ميكنيد خداوند امتياز مصاحبت با پيغمبر را به ابو بكر ميدهد . مأمون گفت : تعجب ميكنم چقدر اطلاع شما در بارهء لغت و قرآن كم است مگر در قرآن نخواندهاى كه خداوند كافر را مصاحب با مؤمن قرار داده اينكه ابا بكر مصاحب پيغمبر باشد چه فضيلتى برايش ثابت مىكند . در اين آيه مىفرمايد :
قال لَه صاحِبُه وَ هُوَ يُحاوِرُه أَ كَفَرْت بِالَّذِي خَلَقَك مِن تُراب ثُم مِن نُطْفَةٍ ثُم سَوَّاك رَجُلًا
گفت : به شخص مصاحبش در حالى كه با او گفتگو ميكرد كافر شدى نسبت به كسى كه ترا از خاك و سپس از نطفه آفريد و ترا مردى آراسته نمود ، چنانچه ملاحظه ميكنيد شخص كافر را مصاحب مؤمن قرار داده است در اين شعر هذلى اسب خويش را مصاحب خود قرار داده
هامش
( 1 ) ابا بكر با پيغمبر نفر دومين بود در غار آن موقعى كه پيغمبر به شخص همراه خود گفت اندوهگين مباش خدا با ماست .