ما را فريب دادى پس از تمام شدن اين جريان خدمت پيغمبر رسيد . علي هميشه بر تمام صحابه برترى داشت بواسطه جانبازيها و فداكاريها كه مينمود و عظمتى كه داشت تا خداى او را بجوار رحمتش برد آن پسنديده مرد مورد مغفرت و عنايت پروردگار است . آنگاه مأمون گفت : اسحاق حديث ولايت را روايت نميكنى « 1 » ؟ گفتم : چرا . گفت : حديث را برايم بازگو كن . خواندم گفت : ببين در اين حديث پيغمبر به گردن ابو بكر و عمر براى علي حقى اثبات مىكند كه آن دو را هرگز چنين حقى بر علي نيست . گفتم مردم ميگويند اين سخن را بواسطه زيد بن حارثه فرموده ( چون زيد غلام پيغمبر بود يعنى علي بعد از من بر زيد تسلط خواهد داشت ) پرسيد چه وقت اين فرمايش را فرموده جوابدادم در غدير خم بعد از مراجعت از مكه . سؤال كرد زيد چه وقت از دنيا رفت ، در جواب گفتم در جنگ موته گفت : مگر زيد قبل از غدير خم از دنيا نرفته بود . جوابدادم چرا . مأمون گفت : از طرف ديگر اگر تو فرزندى داشته باشى بسن پانزده سالگى در ميان مردم فرياد زند مردم بدانيد غلام من غلام پسر عمويم خواهد بود از اين پسرت ناراحت نميشوى و تنفر ندارى . گفتم : چرا . گفت : مايلى پسرت از چنين كردارى منزه باشد ولى به پيغمبر اين نسبت را ميدهى . آنگاه رو بجمعيت نموده گفت : واى بر شما اختيارتان را بدست علماء خود دادهايد خداوند ميفرمايد :
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت على بن موسى الرضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 192
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٩٢
اتَّخَذُوا أَحْبارَهُم وَ رُهْبانَهُم أَرْباباً مِن دُون اللَّه
به خدا سوگند نه نماز براى ايشان ميخوانند و نه روزه ميگيرند آنها دستور ميدهند مردم اطاعت ميكنند .
هامش
( 1 )
من كنت مولاه فعلى مولاه .