تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
راوى گفت دو سال ديگر به حج رفت در مرتبه پنجاه و يكم وقتى بجحفه رسيد و خواست احرام ببندد داخل يك دره شد تا غسل كند سيل او را برد غلامانش از پى او رفتند . مرده او را از آب گرفتند از آن روز نامش حماد غريق جحفه شد . خرايج - ابو الصامت صفوانى گفت به حضرت صادق عرضكردم يك دليل براى من بياور كه شك از دلم بيرون رود . فرمود همان كليدى كه در دست دارى به من بده همين كه كليد را دادم شيرى شد ترسيدم . فرمود بگير نترس گرفتم . دو مرتبه كليد شد . خرايج - روايت شده كه مردى خدمت حضرت صادق رسيد و شكايت از فقر نمود امام عليه السّلام فرمود ناراحت نباش خداوند گشايش خواهد داد . آن مرد خارج شد در بين راه ديد هميانى افتاده برداشت در آن هفتصد دينار بود . سى دينار از آن را برداشت خدمت امام صادق رسيد و جريان را عرضكرد . امام فرمود برو يك سال اعلام كن شايد صاحبش پيدا شود . آن مرد رفت با خود گفت در بازارها و مجامع عمومى اعلام نميكنم بيك كوچه در آخر شهر رفت صدا زد هر كس چيزى گم كرده بيايد . ناگاه ديد مردى گفت من هفتصد دينار گم كرده‌ام در فلان محل . گفت من همان را پيدا كرده‌ام . همين كه هميان خود را ديد ترازو داشت وزن كرد چيزى كم نبود هفتاد دينار از آن را برداشته به او داد پول را گرفت خدمت حضرت صادق آمد همين كه چشم امام به او افتاد تبسمى نمود فرمود كنيز آن كيسه را بياور وقتى كيسه را آورد سى دينار برداشت فرمود اين سى دينار هفتاد دينار هم آن مرد داده هفتاد دينار حلال بهتر از هفتصد دينار حرام است . خرايج - روايت شده كه ابن ابى العوجاء دو سه نفر ديگر از طبيعى مذهبان با يك ديگر اتحاد كردند كه هر كدام در مقابل قرآن يك چهارم از خودشان بنويسند . اينها در مكه اجتماع كردند قرار شد سال ديگر در همين محل نوشته‌هاى خود را بياورند .