نشسته است و زنى كه پرستاريش مىكند به او شيرينى طبرزد « 1 » ميدهد . با عجله به خانه برگشتم ديدم به هوش آمده و نشسته است و پرستارش به او طبرزد ميدهد گفتم حالت چطور است . گفت خدا مرا شفا داد اشتها به اين شكر پيدا كردم . گفتم وقتى من رفتم از تو مأيوس بودم حضرت صادق از تو جويا شد جريان را عرض كردم فرمود چيزى نيست وقتى برگردى مشغول خوردن شيرينى است . همسرم گفت : وقتى تو رفتى من جان ميدادم شخصى كه دو جامه قرمز رنگ داشت وارد شد پرسيد چه شده گفتم ميميرم اينك ملك الموت آمادهء قبض روح من است . آن مرد بملك الموت فرمود مگر تو مأمور نيستى از ما اطاعت كنى ؟ گفت چرا . فرمود من به تو دستور مىدهم كه بيست سال قبض روح او را بتأخير اندازى . گفت اطاعت ميكنم . آن شخص با ملك الموت خارج شدند . همان دم حال من خوب شد . مناقب و خرايج - حماد بن عيسى از حضرت صادق عليه السّلام درخواست كرد دعا كند خداوند روزى نمايد چندين سال به مكه رود و باغهاى خوب و خانه نيكوئى به او عنايت فرمايد و همسرى از خانوادههاى باشخصيت و نيكوكار و فرزندان شايسته . امام عليه السّلام دست بدعا برداشت و گفت خدايا حماد بن عيسى را روزى كن پنجاه سال به مكه رود به او باغهاى عالى و خانهاى نيكو و زنى پرهيزگار از خانوادهاى بزرگ و اولادى شايسته عنايت كن . يكى از كسانى كه آنجا حضور داشت گفت پس از چندين سال به خانه حماد ابن عيسى در بصره رفتم و گفت يادت مىآيد از دعاى حضرت صادق ؟ گفتم آرى گفت اين خانه من است كه در شهر نظير ندارد و بهترين باغها را دارم همسرم را ميشناسى كه از خانوادههاى بزرگ است و بچههايم را نيز ميشناسى تاكنون چهل و هشت مرتبه به حج رفتهام .
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 97
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٩٧
هامش
( 1 ) طبرزد يك نوع خرما است ممكن است اين جا مراد يك شيرينى مخصوصى بوده كه با شيره خرما درست ميكردهاند . طبرزد يك نوع نيشكر را نيز ميگويند .