و دست و سرش را بوسيدم و آن جناب را دعا كردم . حضرت صادق فرمود ولى هنوز اجازه اين كار را به او ندادهاند . عرضكردم فدايت شوم اين جريان را به كسى نگويم ؟ فرمود بخانواده و فرزندانت و دوستان همراهت . اتفاقا خانواده و فرزندانم همراهم بودند و از دوستانم يونس بن ظبيان نزد ما بود جريان امامت موسى بن جعفر عليه السّلام را به آنها گفتم همه شاد شدند و خدا را ستايش كردند . يونس بن ظبيان گفت من بايد از خود ايشان بشنوم فورى رفت . من نيز از پى او رفتم او جلوتر از من داخل شد همين كه نزديك درب رسيدم شنيدم حضرت صادق ميفرمايد جريان همان است كه فيض به تو گفته ( رزقه رزقه ) . گفت بسيار خوب قبول كردم . رزقه به زبان نبطي يعنى آن را داشته باش . بصائر - يونس بن ظبيان گفت از حضرت صادق شنيدم ميفرمود اول فتنهاى كه براى موسى بن عمران بر انگيخته شد در مرج دانق كه محلى است در شام بود و براى عيسى مسيح در حران و براى امير المؤمنين در نهروان و براى قائم ما در دسكرة دسكرة الملك . بعد به زبان نبطى فرمود : كيف مالح دير بيرما يعنى دسكره محلى است نزديكى دير بيرما كه وطن يونس بن ظبيان آنجا بود . مناقب - محمّد بن احمد از حضرت صادق نقل كرد كه گروهى از اهل خراسان خدمت آن جناب رسيدند قبل از اينكه سؤال كنند فرمود : من جمع مالا من مهاوش اذهبه اللَّه في نهابر . خراسانيان عرضكردند آقا ما نفهميديم چه فرموديد ( چون به زبان عربى آشنا نبودند ) به زبان ايرانى فرمود « از باد آيد بدم بشود ) « 1 » . بصائر - فرقد گفت خدمت حضرت صادق بودم غلامى غير عربى را از پى كارى فرستاد وقتى برگشت نميتوانست خوب صحبت كند جوابى كه آورده بود طور ديگرى جلوه ميداد من با خود گفتم حالا امام عصبانى خواهد شد . به او فرمود بهر
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 65
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٦٥
هامش
( 1 ) يعنى مال دزدى خرج بدبختى مىشود . همان مثل معروف باد آورده را بادش برد .