اين حرف را زده ؟ گفتم به خدا قسم آن آقا فرموده همان ساعت از پى محمّد بن مسلم فرستاد آمد همان شهادت را داد شهادتش را پذيرفت .
رجال كشى - محمّد بن حكيم و رفيقش ( كه ابو محمّد گفت : نام او در نوشته پدرم پاك شده بود ) اين دو نفر گفتند : شريك قاضى را ديدم در باغ فلان كس ( كه اسم او نيز پاك شده بود ) ايستاده است و رفيقم گفت : مىآئى برويم از شريك سؤالى بكنيم ؟
دو نفرى آمديم سلام كرديم جواب داد گفتيم : يا ابا عبد اللَّه مسألهاى داريم پرسيد در چه مورد است ؟ گفتيم در نماز ولى مايليم كه در جواب نگوئى فلانى چنين گفت اگر ميدانى به پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم نسبت بده كه آن جناب فرموده گفت : مگر نمىگوئيد در مورد نماز است ؟ گفتيم : چرا . گفت : بپرسيد هر چه هست .
گفتيم : در چه مسافتى بايد نماز را قصر نمود و شكست ؟ گفت : ابن مسعود ميگفت اين شهر ما شما را فريب ندهد و فلان كس چنين ميگفت . گفتم ما قرار گذاشتيم كه از پيغمبر حديث كنى نه از اين و آن .
گفت : به خدا زشت است كه از پير دانائى سؤالى در مورد نماز بكنند و بخواهند كه از پيغمبر نقل كند ولى او جواب نداشته باشد از اين زشتتر آن است كه دروغ بر پيغمبر ببندد . گفتم : يك سؤال ديگر پرسيد . گفت در نماز است ؟ گفتم بلى . گفت :
بپرسيد . گفتم : نماز جمعه بر چه كس واجب مىشود ؟ گفت : باز دو مرتبه تازه شد مثل همان سؤال اول از پيغمبر در اين مورد چيزى ندارم . ما تصميم برفتن گرفتيم . گفت :
شما اين سؤالها كه كرديد قطعا خودتان جوابش را ميدانيد .
گفتم : صحيح است محمّد بن مسلم ثقفى از حضرت باقر آن جناب از پدرش از جد خود پيغمبر اكرم نقل كرد . گفت : همان محمّد بن مسلمى كه ريش بلند دارد گفتم : بلى گفت : او مرد مورد اعتمادى است در حديث اما ميگويند شيعه است . پرسيد بالاخره چه گفته :
گفتم : روايت كرده از پيغمبر كه فرموده است : نماز را واجب است بشكنيد در فاصله دو ميل و هر گاه پنج نفر جمع شدند لازم است نماز جمعه را
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 341
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٤١