براى آنها ممكن نبود موقعيت و مقام اهل بيت پيغمبر را آشكارا بيان كنند .
رجال كشى : ابو كهمس گفت خدمت حضرت صادق رسيدم فرمود : شنيدهام محمّد بن مسلم پيش ابن ابى ليلى شهادتى داده ابن ابى ليلى شهادت او را قبول نكرده ؟ ! گفتم : آرى . فرمود : وقتى بكوفه رفتى برو پيش ابن ابى ليلى به او بگو سه سؤال دارم مايلم جواب آن را از روى قياس ندهى و نگوئى اصحاب ما چنين گفتهاند : بعد بپرس حكم كسى كه در دو ركعت اول نماز واجب شك كند چيست و كسى كه به بدن و يا لباسش ادرار رسيده چگونه آن را بشويد و كسى كه هفت ريگ در منى بزند يكى از ريگها از دستش بيافتد چكار بايد بكند .
اگر نتوانست جواب بگويد به او بگو جعفر بن محمّد گفت : چه واداشت ترا كه رد كنى شهادت كسى را كه از تو به احكام خدا واردتر و داناتر است بسيرت پيغمبر از تو .
ابو كهمس گفت : وقتى وارد كوفه شدم قبل از اينكه به منزل خود بروم پيش ابن ابى ليلى رفتم گفتم : سه مسأله دارم جواب بده ولى نه از روى قياس و نگوئى اصحاب ما چنين گفتهاند ، ابن ابى ليلى گفت مسائل خود را بگو . گفتم : كسى كه در دو ركعت اول نمازهاى واجب شك كند چه بايد بكند ؟ مدتى سر به زير انداخت آنگاه سربرداشت گفت : اصحاب ما چنين گفتهاند . گفتم : قرار نبود بگوئى اصحاب ما چنين گفتهاند : گفت نميدانم . گفتم اگر كسى به بدن يا لباسش ادرار برسد چگونه بايد بشويد گفت : اصحاب ما چنين گفتهاند . گفتم : ما شرط كرديم نگوئى اصحاب ما چنين گفتهاند . گفت : نمىدانم چه بايد بكند .
پرسيدم شخصى هفت ريگ در منى مىزند يك ريگ آن مىافتد چه بايد بكند باز سر به زير انداخته بعد سر برداشت گفت اصحاب چنين گفتهاند اعتراض كردم گفتم : چنين قرارى نداشتيم . گفت نميدانم چه بايد بكند . به او گفتم . حضرت صادق فرموده : چه واداشت ترا كه شهادت مردى كه از تو داناتر است به احكام خدا و سيرت پيغمبر رد كنى .
گفت : آن شخص كه بوده ؟ گفتم : محمّد بن مسلم طائفى . گفت : ترا به خدا جعفر بن محمّد به تو
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 340
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٤٠