هشام گفت : با اين دليل بر مذهب ما خورده نگرفتهاى بر نوح پيامبر ايراد كردهاى زيرا در ميان قوم خود نهصد و پنجاه سال تبليغ كرد كه شب و روز آنها را دعوت بحقيقت مينمود اما قرآن حاكى است كه مقدار كمى به او ايمان آوردند .
هشام بن حكم از گروهى عقيدهشناس و متكلم سؤال كرد : وقتى خداوند پيامبر خود را برانگيخت با نعمت تكميل فرستاد او را يا نعمت ناقص ؟ گفتند : با نعمت كامل و تمام . گفت : حالا بگوئيد ببينم نعمت كامل و تمام اگر بنا باشد در يك خانواده قرار بگيرد باينست كه فقط نبوت در آن خانواده باشد يا هم نبوت و هم خلافت هر دو باشد تا نعمت تمام شود .
گفتند : در صورتى تمام و تكميل است كه هم نبوت و هم خلافت در آن خانواده باشد . گفت : پس چرا خلافت را از خانواده او خارج كرديد و موقعى كه خلافت به آنها رسيد شمشير بر ايشان كشيديد ؟ نتوانستند جوابى بدهند .
امالى مفيد ص 14 - محمّد بن نوفل گفت : پيش هيثم بن حبيب صيرفى بودم كه ابو حنيفه نعمان بن ثابت وارد شد صحبت از امير المؤمنين على عليه السّلام بميان آمد و حرفهائى زده شد ابو حنيفه گفت : من باصحاب و پيروان خود گفتهام براى مردم حديث جريان غدير را قبول نكنيد كه بوسيله آن حديث شما را محكوم ميكنند چهره هيثم بن حبيب صيرفى برافروخته گرديده گفت : چرا قبول نكنند مگر آن حديث را تو قبول ندارى ؟ گفت : چرا آن را خودم روايت كردهام .
هيثم گفت : چرا اقرار نكنند با اينكه حبيب بن ابى ثابت از ابى الطفيل از زيد بن ارقم نقل كرد كه حضرت على در ميدان كوفه مردم را قسم داد كه هر كس حديث غدير را شنيده بگويد .
ابو حنيفه گفت : مىبينيد كار بكجا رسيد و چقدر مردم صحبت از اين حديث كردهاند كه على عليه السّلام مردم را قسم ميدهد . هيثم گفت : تو ميگوئى ما على را تكذيب كنيم يا سخن او را رد كنيم .
ابو حنيفه گفت : ما على را تكذيب نمىكنيم و قول او را رد نخواهيم نمود
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 338
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٣٨