تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
به آزادى مردى از بردگى و بندگى قبول مىشود . فرمود : بنويس بسم اللَّه الرحمن الرحيم حديث كرد مرا پدرم از جدّم . پرسيد اسم شما چيست ؟ فرمود : باسم من چكار دارى . پيغمبر اكرم فرمود خداوند ارواح را دو هزار سال قبل از بدنها آفريد هر كدام از آنجا با هم علاقه و انسى داشتند در اين دنيا نيز با هم الفت و دوستى پيدا كردند هر كدام در آنجا نفرت داشتند اينجا نيز با هم اختلاف پيدا كردند . هر كس بر ما خانواده دروغ ببندد روز قيامت كور و يهودى محشور مىشود و اگر دجال را بيابد به او ايمان مىآورد اگر او را درك نكند در قبر به او ايمان مىآورد . در اين موقع رو بغلام خود نموده فرمود : برايم آب آماده كن . با چشم نيز به من اشاره كرد كه همين جا باش . آنها از جا حركت كرده رفتند همين حديث را كه شنيدند نوشتند . امام عليه السّلام با ناراحتى تمام كه از چهره‌اش آشكار بود خارج شد فرمود : شنيدى چه حديثها نقل ميكنند . عرض كردم : آقا اينها كى هستند حديث آنها چيست قابل اهميت نيستند . فرمود : از همه مهمتر اين است كه از قول من مى - گويند و حكايت از من ميكنند چيزى را كه نگفته‌ام و احدى از من نشنيده تازه ميگويند اگر خودم اين حديثها را قبول نكنم آنها از خود منهم نمىپذيرند خدا آنها را مهلت ندهد و دست و پايشان را باز نگذارد . آنگاه فرمود : وقتى على عليه السّلام خواست از بصره خارج شود نگاهى به اطراف بصره نموده فرمود : خدا لعنت كند ترا اى گندترين سرزمين كه از همه جا زودتر خراب مىشوى و از همه جا بيشتر عذاب مىكشى درد بيدوائى در تو است . عرضكردند آقا آن درد چيست ؟ فرمود : سخن قدرى كه دروغ بر خدا مىبندد و باعث دشمنى با ما خانواده و خشم خدا و پيامبر است و دروغ بر اهل بيت پيامبر و حلال شمردن تهمت زدن بر ما خانواده . رجال كشى - ص 148 - عباس بن هلال گفت : حضرت رضا فرمود : سفيان