تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
بعد از سلام دادن نماز صبح گردن على را بزند . ابا بكر در دل سلام نماز را داد بعد گفت : خالد آنچه به تو دستور دادم انجام نده . امام صادق فرمود : باز هم بگو . گفت : نعيم بن عبيد اللَّه از جعفر بن محمّد نقل كرد كه او گفت : على بن ابى طالب دلش ميخواست در نخلستانهاى ينبع مىبود . زير سايه آن درختها از خرماهاى آن مىخورد اما در جنگ جمل و جنگ نهروان شركت نمىكرد . فرمود باز هم بگو . گفت : عباد نقل كرد از جعفر بن محمّد كه او گفت : وقتى على عليه السّلام متوجه خونريزى زياد در جنگ جمل شد به پسر خود حسن گفت : پسر جان هلاك شدم . پسرش حسن گفت : بابا جان من نگفتم جنگ نكن . على عليه السّلام گفت : نميدانستم كار باينجا ميرسد . حضرت صادق فرمود : باز هم بگو : گفت : سفيان ثورى از جعفر بن محمّد نقل كرد كه على عليه السّلام پس از اينكه در جنگ صفين گروهى را كشت براى آنها گريه كرد آنگاه گفت خدا بين من و آنها در بهشت جمع نمايد . راوى گفت خيلى ناراحت شدم از ناراحتى عرق بر بدنم نشست نزديك بود دلم بتركد تصميم گرفتم حركت كنم و او را زير لگد بگيرم يادم از چشمك حضرت صادق آمد خوددارى كردم . حضرت صادق به او فرمود : از كدام شهرستانى ؟ گفت : اهل بصره هستم . فرمود : اين كسى كه حديث از او نقل ميكنى و اسمش را مىبرى بنام جعفر بن محمّد او را ميشناسى ؟ گفت : نه . فرمود : از زبان خودش چيزى شنيده‌اى ؟ گفت : نه فرمود : اين حديثهائى كه نقل كردى همه به نظر تو درست است ؟ گفت : بلى . پرسيد چه وقت اينها را شنيده‌اى ؟ جوابداد يادم نيست ولى اينها حديث‌هاى مشهور در شهر و ديار ما است كه مردم شكى در آنها ندارند . حضرت صادق فرمود : اگر آن مردى كه از او حديث نقل ميكنى خودش را ببينى به تو بگويد اين حديثها كه از من نقل كرده‌اند دروغ است من از آن حديثها خبر ندارم و به كسى چنين نگفته‌ام آيا او را تصديق ميكنى ؟ گفت : نه فرمود : چرا ؟ گفت : زيرا اشخاصى اين حديثها را از قول او نقل كرده‌اند كه اگر شهادت بدهند
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 297 | العلامة المجلسي / موسى خسروى