محمّد پسر زيد و على و ابراهيم پسران حسن بن زيد بودند . جلو دار سپاه محمّد زيد بن معاويه فرار كرد عيسى وارد مدينه شد در داخل شهر بجنگ پرداختند پناه بكوه ذباب بردند و سياهپوشان از پشت حمله كردند محمّد و سپاهيانش وارد بازار شدند محمّد رفت تا سپاهيان خود را جمع كند ، رسيد به مسجد چرم فروشان در آنجا نه از سپاهيان بنى عباس ( سياهپوشان ) و نه از سپاهيان خود ( سفيدپوشان ) اثرى ديد پيش رفت تا رسيد بدرهى بنى فزاره بعد داخل محلهء هذيل شد تا بالاخره رسيد بمحلهء اشجع . در اينجا همان سوارى كه حضرت صادق فرمود از پشت سر بر او حمله كرد و نيزهاى بر او زد ولى كارگر نشد محمّد به او حمله نمود و شمشيرى بر پيشانى اسبش زد سوار نيزه را حواله محمّد نمود نيزه او داخل زره محمّد گرديد . ولى او با يك حمله ديگر سوار نيزهدار را مجروح كرد . در اين موقع حميد بن قحطبه در حالى كه محمّد از سوار تعقيب ميكرد از طرف كوچههاى عماريها بيرون آمد . نيزهاى به محمّد حواله نمود كه كارگر افتاد و نيزه شكست محمّد بحميد حمله كرد . حميد بن قحطبه با آهن ته نيزه ضربتى به محمّد زد كه از روى اسب به زمين افتاد بعد از اسب پياده شد چندان بر او جراحت وارد كرد كه توان از دست داد حميد سر او را جدا نموده سپاه آنها از هر طرف حمله كردند و مدينه را به تصرف آوردند ما فرارى شديم . موسى بن عبد اللَّه گفت : من بالاخره خود را بابراهيم ابن عبد اللَّه « 1 » رساندم
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 254
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٥٤
هامش
( 1 ) ابراهيم برادر محمد پنج سال فرارى بود تا بالاخره وارد بصره شد در همان سالى كه برادرش در مدينه قيام كرد چهار هزار نفر با او بيعت كردند برادرش محمد نوشت كه قيام كند اول ماه رمضان سال صد و چهل و پنج قيام كرد بصره را به تصرف درآورد و لشكر باهواز و فارس فرستاد كم كم تقويت شد بطورى كه در دفتر سپاهيانش نام صد هزار مرد جنگى نوشته شده بود در اهالى بصره ميگفتند از بصره خارج نشود و لشكر به اطراف نفرستد ولى گوش به حرف آنها نداد به طرف كوفه رفت منصور كه از او بوحشت افتاده بود عيسى بن موسى را با پانزده هزار جنگجو فرستاد جلودار آنها حميد بن قحطبه بود با سه هزار نفر بين آنها جنگ سختى درگرفت و سپاه عيسى كه هوادار منصور بودند فرار كردند بطورى كه بيش از چند نفر با عيسى باقى نماند در اين موقع جعفر و ابراهيم فرزندان سليمان بن عيسى از پشت سر سپاه ابراهيم بن عبد اللَّه آمدند هزيمتشدگان نيز از جلو برگشتند و سپاه محمد را محاصره نمودند ابراهيم كشته شد و سپاهش متفرق شدند سر او را براى منصور آوردند روز دوشنبه پنج روز باقى مانده از ذى قعده كشته شد مدت حكومت او از زمان خروج سه ماه پنج روز كم شد .