تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
منصور گفت از اين شخص سؤال كن . گفت من ميخواهم از شما سؤال كنم . باز منصور گفت از اين شخص سؤال كن . رزام رو كرد به امام صادق عليه السّلام گفت آقا مايلم نماز و حدود آن را توضيح دهى . امام فرمود نماز داراى چهار هزار حد است كه كمتر از همه‌ى آن حدود باز خواست نميكنند . عرضكرد آقا آن حدودى را بفرمائيد كه تركش صحيح نيست و بدون انجام آنها نماز درست نيست . فرمود نماز كامل نيست مگر براى كسى كه وضوى شاداب گرفته و بحدّ بلوغ رسيده در ضمن فتنه‌انگيزى و سخن‌چين و عيبجو و بدگوى مردم نباشد - از حق رو نگرداند ، امام خويش را بشناسد و در راه او استوار باشد حضور قلب داشته توجه به خدا نمايد و اين توجه را از دست ندهد . در اين صورت حالتى بين ترس و اميد و صبر و اضطراب به او دست ميدهد گوئى وعده‌هاى بهشت برين را مىبيند و تهديدهاى دوزخ در مقابل چشم اوست هر چه دارد در پيشگاه خدا در طبق اخلاص نهاده و هدف و آرزوى خويش را آشكار مىبيند ، از جان خود در راه خدا گذشته بدون چون و چرا تكيه بر خدا كند با كمال خوارى و كوچكى . چشم طمع از اين و آن بپوشد و بدر خانهء او رو آورد و نياز خويش را از او بخواهد اگر چنين نمازى خواند آن نماز است كه خدا خواسته . اين همان نمازى است كه (
تَنْهى عَن الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ
) انسان را از كار زشت و ناپسند باز ميدارد . منصور متوجه حضرت صادق شده گفت : يا ابا عبد اللَّه ما پيوسته از درياى سرشار دانش تو مينوشيم و در پناه تو از گرداب نادانى آسوده مىشويم با دانش خود ظلمت جهل و نادانى را ميزدائى ما شناور درياى بىكران دانش تو هستيم . در كتاب تنبيه الخاطر مينويسد : بمنصور دوانيقى گفتند : محمّد بن مروان ( پسر مروان حمار ) در زندان تو است خوب است او را احضار كنى و از جريانى
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 158 | العلامة المجلسي / موسى خسروى