تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
بجان خود سوگند ياد ميكنم كه اگر عيسى ساكت ميماند در مقابل گفتار نصارى خدا او را عذاب ميكرد . تو نيز ميدانى مردم چه اعتقاد خرافى در باره‌ات دارند اينكه چيزى نميگوئى و راضى هستى باعث خشم خدا خواهد شد بىسر و پاهاى حجاز و مردم نادان ياوه‌سرا ترا دانشمند روزگار و ناموس دهر و حجت خدا و نماينده او و مخزن اسرار الهى و ميزان دادگرى او و چراغ هدايت خدا براى نجات مردم از گرداب تاريكىها ميدانند ميگويند خدا عمل كسى را كه آشنا بمقام تو نيست قبول نمىكند و برايش در قيامت ارزشى قائل نيست . برايت مقامى قائلند كه ندارى و چيزى ميگويند كه در تو نيست . راست و واقع را بگو اول كسى كه زبان به حق گشود جدت بود و اول كسى كه او را تصديق نمود پدرت على بود تو بايد از آنها پيروى كنى و به راه ايشان به روى . حضرت صادق فرمود من شاخه‌اى از درخت بارور نبوت و چراغى از چراغهاى خاندان رسالت هستم دست پرورده ملائكه و پروريده آغوش پاك مردان و يكى از چراغهاى آويخته در شبستان نور و برگزيده‌اى از يادگار پايدار پيمبران تا روز قيامت هستم . منصور نگاهى بحاضرين نموده گفت اين شخص مرا حواله بدريائى خروشان داد كه كرانه آن نمودار نيست و ژرفاى آن ديده نميشود دانشمندان در تفسير گفتار او حيرانند و شناوران در ژرفاى پندارش غرقند بطورى كه با تمام شناورى راه به جائى نمىبرند . اين همان عقده‌اى است كه گلوگير خلفا بوده . نه ميتوان او را تبعيد نمود و نه او را كشت اگر نه اين بود كه ما هر دو از يك نژاد برجسته و شاخه بلند و ميوه شيرين هستيم كه در عالم ذر ممتاز و در كتاب‌هاى آسمانى بقدس و تقوا ياد شده در باره‌اش تصميمى بسيار ناپسند ميگرفتم چون خيلى شنيده‌ام بر ما عيبجوئى مىكند و زبان در طعن ما گشاده . حضرت صادق عليه السّلام فرمود در باره خويشاوند و بستگان خود كه شايسته رعايت
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 142 | العلامة المجلسي / موسى خسروى