تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
دوانيقى بود بمنصور گفته بودند كه داود زربى شيعه است كه پيش جعفر بن محمّد رفت و آمد مىكند . منصور گفت : من ميتوانم وضو گرفتن او را ببينم اگر مثل جعفر بن محمّد وضو گرفت كه آشنا بوضو گرفتن جعفر بن محمّد هستم برايم ثابت مىشود او را ميكشم منصور از جايى كه داود او را نميديد متوجهش بود . موقع نماز كه شد داود شروع كرد بوضو گرفتن پر آب هر يك از اعضاى وضو را سه مرتبه شست همان طورى كه امام فرموده بود . هنوز وضويش تمام نشده بود كه منصور از پى او فرستاد وقتى رفت خيلى به او احترام كرد و گفت : در بارهء تو حرفهاى بيهوده‌اى زدند ولى من آزمايش كردم ديدم آن طور نيستى زيرا ديدم مثل رافضىها وضو نمىگيرى مرا حلال كن دستور داد به او صد هزار درهم بدهند . داود رقى گفت : من داود زربى را خدمت حضرت صادق ديدم عرض كرد : آقا جانم فداى شما خون ما را در دنيا خريدى . اميدوارم ببركت شما داخل بهشت شويم . به او فرمود : جريان خود را براى داود رقى نقل كن كه چه بر سرت آمده تا دلش آرام گيرد . تمام جريان را نقل كرد . امام صادق فرمود : به همين جهت من فتوى دادم كه آن طور وضو بگيرد زيرا نزديك بود بدست اين دشمن كشته شود . فرمود : حالا بيش از دو بار اعضاى وضو را شستشو مده كه اضافه كنى نمازت درست نيست . رجال كشى - ص 261 - شهاب بن عبد اللَّه گفت : حضرت صادق فرمود : شهاب كشتار در قريش زياد خواهد شد بطورى كه بعضى از آنها را دعوت بخلافت مىكنند قبول نميكنند . سپس فرمود شهاب خيال نكنى منظورم اين پسر عموهايم هستند ( اولاد امام