( فقال ادّ الامانة لمن ائتمنك و اراد منك النصيحة و لو الى قاتل الحسين عليه السّلام )
امانت را از هر كس گرفتهاى اگر چه قاتل حضرت حسين باشد به او رد كن و همچنين هر كس اميد خيرخواهى از تو دارد به او خيانت نكن .
برسى در مشارق الانوار از محمّد بن سنان نقل كرده كه مردى در خراسان خدمت حضرت صادق رسيده چند كيسه مهر شده كه روى آن اسم صاحبش نوشته شده بود آورد .
امام صادق عليه السّلام نام صاحبان كيسهها را يكايك ميبرد و ميفرمود : كيسه فلانى را بده كه در آن فلان مبلغ پول است .
فرمود : كيسهء پول آن زنى كه از مزد رشتن نخ پولى تهيه كرده بود كجا است بده ما آن را پذيرفتيم .
بعد فرمود : كو آن كيسهء آبى رنگ كه هزار درهم داشت . آن كيسه را در بين راه گم كرده بود خجالت كشيد . عرضكرد آقا من آن كيسه را بين راه گم كردم .
فرمود : اگر ببينى مىشناسى ؟ عرضكردم بلى .
فرمود : غلام آن كيسهء آبى رنگ را بياور . همين كه ديد آن را شناخت .
فرمود : ما احتياج پيدا كرديم قبل از اينكه تو بيائى آن را برداشتيم .
گفت : آقا تقاضا دارم رسيد پولهائى كه تقديم كردم بدهيد تا براى صاحبانش ببرم .
فرمود : وقتى تو در بين راه بودى جواب را نوشتيم .
روايت شده كه منصور دوانيقى روزى حضرت صادق را خواست با ايشان سوار شد و بخارج شهر رفتند روى يك بلندى با هم نشستند مردى آمد و خواست از منصور تقاضاى كمك بكند ولى منصرف شد از حضرت صادق درخواست نمود .
امام عليه السّلام از همان ريگها سه مرتبه دست خود را پر نموده به او دادند فرمودند بگير ولى ارزان نفروش .
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 132
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٣٢