تا نصف ساق آن جناب آمد عمامه را بست تمام و كافى بود هر دو را بيرون كرد و داخل در نگين انگشتر نمود . فرمود پيامبر اين طور مىپوشيد اين از چيزهائى نيست كه در زمين بافته شده باشد . خزانهء خدا را در لفظ كن است « 1 » و خزانه امام در انگشترى اوست دنيا در نزد خدا چون جام كوچكى است و در نزد امام چون صفحهاى اگر چنين نباشد امام نخواهيم بود و با ساير مردم مساوى هستيم . مناقب - شعيب بن ميثم گفت حضرت صادق فرمود شعيب ! مواظب خود باش و قدر خودت را بدان وصله رحم نما و از برادران دينى خود ديدن كن و جانبدار از خويش نباش كه بگوئى اين مال من است و يا مال خانوادهء من است كسى كه آنها را آفريده روزى نيز خواهد داد . با خود گفتم خبر مرگ مرا ميدهد به خدا قسم . شعيب بعد از آن بيش از يك ماه زندگى نكرد . سورة بن كليب گفت حضرت صادق عليه السّلام پرسيد امسال چگونه حج گزاردى ؟ عرضكردم قرض نمودم ولى به خدا سوگند ميدانم كه او پرداخت خواهد نمود اين حج فقط بشوق زيارت شما و استفاده از گفتارتان بود . فرمود اما پول حج را خدا داد من از خودم مىدهم فرش نمازى كه زير پا داشت بلند كرد مقدارى دينار برداشت بيست دينار شمرده فرمود اين پول حج تو باز بيست دينار ديگر شمرد فرمود : اين هم خرج زندگى تو تا هنگام مرگ . عرضكرد بطورى كه ميفرمائيد اجلم نزديك شده . فرمود مايل نيستى با ما باشى ؟ راوى حديث گفت بيش از هفت ماه زنده نبود . سليمان بن خالد در ضمن يك خبر طولانى گفت خادم حضرت صادق آمده اجازه براى عدهاى از اهالى بصره خواست . فرمود چند نفرند گفت نميدانم امام فرمود دوازده نفرند . وقتى وارد شدند در باره جنگ حضرت على و طلحه و زبير و عائشه سؤال كردند .
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 107
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٠٧
هامش
( 1 ) اشاره به آيه شريفه است : إِذا أَرادَ شَيْئاً أَن يَقُول لَه كُن فَيَكُون : هر گاه خدا ارادهى چيزى كند ميگويد باش بوجود مىآيد .