تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
بهتر ميدانيم . مناقب - محمّد بن كثير كوفى گفت من قبل و بعد از هر نماز آن دو را لعنت ميكردم در خواب ديدم كبوترى يك ظرف كه داخل آن مايعى عطرآگين بود مىبرد وارد حرم پيغمبر شد . آن دو نفر را از ضريح خارج كرد گونه‌هاى آن دو را با همين مايع عطر آگين معطر نمود باز برگرداند آنها را بقبرشان . از آنهائى كه در آن اطراف بودند پرسيدم اين پرنده كيست و اين عطر چيست ؟ . يك نفر گفت اين پرنده ملكى است كه در هر شب جمعه مىآيد آن دو را معطر مىكند و ميرود . از ديدن اين خواب ناراحت شدم صبح ديگر از لعن كردن آنها خوشم نمىآمد . خدمت حضرت صادق رفتم همين كه مرا ديد لبخندى زد فرمود آن پرنده را ديدى ؟ عرض كردم آرى فرمود اين آيه را بخوان
إِنَّمَا النَّجْوى مِن الشَّيْطان لِيَحْزُن الَّذِين آمَنُوا وَ لَيْس بِضارِّهِم شَيْئاً إِلَّا بِإِذْن اللَّه
هر وقت چيزى ديدى كه خوشت نيامد همين آيه را بخوان . به خدا قسم آن كبوتر ملكى نيست كه مأمور آن دو باشد براى احترامشان ، آن ملك مأمور شرق و غرب زمين است هر كسى خونى بناحق ريخته شود از خون آن مظلوم ميگيرد و مىآورد به گردن آن دو طوق مىكند زيرا آنها سبب هر ظلمى شدند از زمان خودشان . مناقب : مغيث حضرت صادق عليه السّلام را كه در خانه او بود ديد ميخندد عرض كرد آقا فدايت شوم نميدانم شاديم براى كداميك بيشتر باشد يكى اينكه در خانه من نشسته‌ايد ديگر اينكه در خانه‌ى من ميخنديد . فرمود اين كبوتر نر با ماده خود حرف ميزد ميگفت تو همسر من و شريك زندگى منى اما اين شخصى را كه روى تشك نشسته از تو بيشتر دوست دارم . من از حرف او خنديدم . در حديث ديگر ميگويد كبوتر نر گفت تو همسر و عروس منى كسى را روى زمين از تو بيشتر دوست نميدارم اين علاقه من با اين شدت بواسطه اينست