تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 600

مساهمون:

ص٦٠٠
مفاد پاسخ چنين بود : در مورد حضرت قائم ( عج ) پرسيدى ، ايشان وقتى قيام كند با علم خويش در ميان مردم قضاوت خواهد كرد همچون قضاوت حضرت داود ، و بيّنه و دليل مطالبه نمىكند ؛ و نيز مىخواستى در مورد تب ربع سؤال كنى ولى فراموش كردى ، پس آيهء
يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً
« 1 » را در ورقه‌اى بنويس و آن را به گردن تب گرفته آويزان كن . من آيه را نوشتم و بر گردن شخص تب گرفته آويزان كردم ، پس آن شخص شفا و بهبود يافت . * ابو القاسم جعفر بن محمد ، از محمد بن يعقوب ، از على بن محمد ، از اسحاق بن محمد نخعى ، از اسماعيل بن محمد بن على بن اسماعيل بن على بن عبد اللّه بن عباس روايت كرده كه گفته است : در راه ابو محمد عليه السّلام نشستم ، وقتى آن حضرت بر من گذر كرد از نيازمندى خود به ايشان شكايت و براى ايشان سوگند خوردم كه نه درهمى و نه غذايى دارم . حضرت فرمود : به دروغ سوگند مىخورى و حال آنكه صد دينار زير خاك پنهان كردى ، و اين سخن من براى دست رد كردن به تو نيست ، اى غلام ! آنچه به همراه دارى به او بده . غلام ايشان صد دينار به من داد . سپس حضرت به من رو كرد و فرمود : تو از آن دينارهايى كه پنهان كردى ، محروم خواهى شد در حالى كه بدان‌ها بيشترين نياز را پيدا خواهى كرد . حضرت راست گفت ، زيرا صد دينارى كه ايشان دادند خرج كردم و پس از آن نياز مبرمى به پول پيدا كردم و درهاى روزى همه بر من بسته شد ، پس براى بيرون آوردن دينارهايى كه پنهان كرده بودم ، زمين را كندم ولى آنها را نيافتم ، كمى كه فكر كردم متوجه شدم كه پسر عموى من جاى پول‌ها را پيدا كرده و آنها را برداشته و فرار كرده است و از آن پول‌ها چيزى نصيبم نشد . * و به همين اسناد ، از اسحاق بن محمد نخعى ، از على بن زيد بن على بن الحسين عليه السّلام
هامش
( 1 ) . سورهء انبياء : 69 .