تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 598

مساهمون:

ص٥٩٨
نوشت و او را خبر داد كه مردم از رفتن به حج منصرف شدند و اينكه اگر او برود از تشنگى مىترسد . حضرت براى او نوشت كه : به راه خود ادامه دهيد و انشاء اللّه جاى ترس و نگرانى نيست . پس كسانى كه ماندند به راه خود ادامه دادند و در راهشان تشنگى نديدند . * ابو القاسم ، از محمد بن يعقوب ، از على بن محمد ، از على بن حسن بن فضل يمانى روايت كرده كه گفته است : جمعيت بسيارى به جنگ جعفرى از خاندان جعفر آمدند ، جعفرى براى ابو محمد عليه السّلام نامه نوشت و از اين امر به ايشان شكايت كرده و چاره خواست . امام عليه السّلام براى او نوشت كه : جاى ترس و نگرانى نخواهد بود ، بر آنها پيروز خواهيد شد ان شاء اللّه . راوى گفت : جعفرى با جمعيت بسيار اندك به جنگ آنها رفت و حال آنكه طرف مقابل تعدادشان از بيست هزار نفر هم بيشتر بود ، و تعداد نفرات همراه با جعفرى به هزار نفر هم نمىرسيد . در پايان اين رويارويى جعفرى توانست طرف مقابل را تار و مار كند . * و به همين اسناد ، از محمد بن اسماعيل علوى روايت كرده است : ابو محمد حضرت حسن عسكرى عليه السّلام نزد على بن اوتاش - كه دشمنى شديدى نسبت به خاندان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم داشت و با خاندان ابو طالب رفتار خشن داشت - زندانى شد . به وى گفتند : با وى چنين و چنان كن . راوى گفت : يك روز بيشتر نگذشت كه على بن اوتاش رفتار بسيار فروتنانه و متواضعى در پيش گرفت و چنان ايشان را بزرگ مىداشت و احترام مىكرد كه سربلند نمىكرد تا به آن حضرت نگاه كند ؛ و در حالى از نزد آن حضرت بيرون آمد كه نسبت به ايشان بهترين بصيرت و اعتقاد را پيدا كرد . * اسحاق بن محمد نخعى از ابو هاشم جعفرى روايت كرده كه او گفته است : به ابو محمد عليه السّلام از تنگى زندان و سختى غل و زنجير شكايت كردم . حضرت برايم نوشت : تو امروز نماز ظهر را در خانه‌ات مىخوانى . پس به هنگام ظهر آزاد شدم و نماز را در خانه‌ام خواندم همچنان كه حضرت پيش‌بينى كرده بود ؛ و من در مضيقه و تنگدستى بودم