و خواستم در نامهاى كه براى ايشان نوشتم از ايشان تقاضاى كمك كنم ولى خجالت كشيدم .
وقتى به خانهام رفتم ، حضرت صد دينار برايم فرستاد و پيغام داد : اگر حاجتى داشتى ، خجالت نكش و حاجتت را بگو ، بىشك حاجتت بر وفق دلخواه تو برآورده خواهد شد ان شاء اللّه .
[ سخن گفتن امام عسكرى عليه السّلام به چند زبان ]
* به همين اسناد از احمد بن محمد اقرع ، از ابو حمزه نصير خادم روايت كرده است : از ابو محمد عليه السّلام در چند جا شنيدم كه با غلامان خود به زبان آنها سخن مىگفت ، و در ميان آنان غلامان ترك و روم و صقالبه ( اهالى سيسيل ) ديده مىشد .
من از اين كار حضرت متعجب شدم و با خود گفتم : ايشان كه در مدينه متولد شده و تا وقتى كه حضرت ابو الحسن امام هادى عليه السّلام زنده بود ، ايشان از انظار پنهان بوده و كسى ايشان را نديده است ، پس چگونه به چند زبان حرف مىزند ؟ !
با خودم حرف مىزدم كه حضرت به طرف من آمد و فرمود : خداوند متعال حجت خود را از ميان ساير خلايق خود متمايز ساخته و به وى علم همهء چيزها را عنايت كرده است ، لذا حجت خدا از تمام زبانها و حوادث و علل اطلاع دارد و اگر چنين نبود ، بين حجت و خلق تفاوتى نبود .
[ پيشگويى از آينده ]
* و به همين اسناد حسن بن طريف نقل مىكند : دو مسئله مرا به خود مشغول كرده بود و مىخواستم آن دو مسئله را از حضرت ابو محمد عليه السّلام سؤال كنم ، لذا نامهاى براى آن حضرت نوشتم و دربارهء حضرت قائم ( عج ) سؤال كردم كه در هنگام قيام چگونه قضاوت خواهد كرد و مجلس قضاوتش كجا خواهد بود ، همچنين مىخواستم دربارهء درمان تب ربع بپرسم امّا مسئلهء تب را فراموش كردم .