چه دستورى مىدهى ؟ حضرت در جواب نوشت : اين ، آن حادثهاى كه من مىگفتم نيست ، بلكه يك حادثهء ديگرى است . چند روز بعد حادثهء مرگ معتز اتفاق افتاد .
همچنين حضرت ده روزپيش از كشته شدن [ ابن ] محمد بن داود به شخص ديگرى از كشتن او خبر داد ؛ پس چون روز دهم فرا رسيد ، او به قتل رسيد .
* ابو القاسم ، از محمد بن يعقوب ، از على بن محمد بن ابراهيم - كه معروف است به ابن كردى - ، از محمد بن على بن ابراهيم بن موسى بن جعفر عليه السّلام روايت كرده كه او گفته است :
فقر و تنگدستى بر ما فشار آورد ، پدرم به من گفت : برويم نزد اين مرد - منظورش ابو محمد عليه السّلام - زيرا به بخشندگى و سخاوت معروف است ، گفتم : آيا او را مىشناسى ؟
گفت : او را نمىشناسم و هرگز نديدم .
پس به قصد ديدن او رفتيم ، پدرم در راه به من گفت : ما نياز مبرمى داريم به اينكه پانصد درهم به ما بدهد ، دويست درهم براى لباس و دويست درهم براى آرد و صد درهم براى مخارج ؛ و من با خود گفتم : اى كاش سيصد درهم به من بدهد ، با صد درهم الاغى مىخرم و صد درهم براى مخارج و صد درهم براى تهيهء لباس تا بتوانم به كوهستان بروم .
وقتى به درب منزل او رسيديم ، غلامش بيرون آمد و گفت : على بن ابراهيم و فرزند او محمد وارد شوند .
وقتى وارد شديم و سلام كرديم ، او به پدرم فرمود : اى على ! چرا تا الآن به ديدن ما نيامدى ؟
پدرم گفت : مولاى من ! خجالت كشيدم با اين وضع و احوالى كه دارم به ديدن شما بيايم .
وقتى از پيش او خارج شديم ، غلامش نزد ما آمد و يك كيسه به پدرم داد و گفت : اين پانصد درهم است ، دويست درهم براى لباس و دويست درهم براى آرد و صد درهم براى
هامش
- ارشاد نام بريحه آمده است . او عبد اللّه بن محمد بن داود هاشمى بن اترجه يكى از نديمان متوكّل بوده كه به دشمنى با على بن ابى طالب عليه السّلام شهرت داشته است ، اين شخص چند روز پيش از مرگ معتز به دست عيسى بن جعفر حسنى و على بن زيد حسنى به قتل رسيد . ر . ك : كامل ابن اثير : 7 / 56 و تاريخ طبرى : 9 / 388 .