براى شما حادث شود و من نتوانم ديگر بار شما را ديدار كنم ، پس به من خبر دهيد كه امام پس از شما چه كسى خواهد بود ؟ حضرت فرمود : پسرم فلانى است ، يعنى ابو الحسن عليه السّلام .
* و به همين اسناد از ابن مهران ، از محمد بن على ، از سعيد بن ابى جهم ، از نصر بن قابوس روايت كرده است كه : به امام كاظم عليه السّلام گفتم : من از پدرت پرسيدم : چه كسى پس از شما امام خواهد بود ؟ آن حضرت به من خبر داد كه تو امام خواهى بود . و چون پدر شما امام صادق عليه السّلام وفات يافت ، مردم هركدام به سويى رفتند و من و دوستانم به امامت شما قائل شديم ، حال براى من بفرماييد پس از شما كدام يك از فرزندان شما ، امام خواهد شد ؟ حضرت فرمود : فرزندم فلان .
* و به همين اسناد از محمد بن على ، از ضحاك بن اشعث ، از داود بن زربى روايت شده كه گفته است : مبلغى از پول نزد امام كاظم عليه السّلام آوردم ، حضرت تنها مقدارى از آن را برداشت ، من عرض كردم : خداوند كار شما را سامان دهد ! چرا باقيماندهء اين پول را نزد من گذاشتى ؟ حضرت فرمود : جانشين من و صاحب مقام امامت آن را از تو خواهد خواست . پس چون خبر وفات آن حضرت رسيد ، امام رضا عليه السّلام در پى من فرستاد و آن مقدار پول را از من مطالبه كرد و من پول را به ايشان دادم .
* و به همين اسناد از احمد بن مهران ، از محمد بن على ، از على بن حكم ، از عبد اللّه بن ابراهيم بن على بن عبد اللّه بن جعفر بن ابى طالب ، از يزيد بن سليط - در حديثى طولانى - كه امام كاظم عليه السّلام در همان سالى كه در آن وفات يافت فرمود : من در اين سال به نزد خدا فراخوانده خواهم شد و پس از من امامت و خلافت به فرزندم على مىرسد كه او همنام على و على است ، علىّ اول همان على بن ابى طالب عليه السّلام ، و علىّ دوم على بن الحسين عليه السّلام مىباشد ، و اين فرزندم درك ، فهم ، بردبارى ، نصرت ، پارسايى و دين علىّ اول ؛ و مصيبت ، ابتلا و صبر علىّ دوم را به ارث برده است .
* ابو القاسم جعفر بن محمد ، از محمد بن يعقوب ، از محمد بن حسن ، از سهل بن زياد ، از محمد بن على و عبيد اللّه بن مرزبان ، از ابن سنان روايت كرد : يك سال پيش از آنكه امام كاظم عليه السّلام به عراق بيايد بر ايشان وارد شدم ، فرزندش على عليه السّلام در كنارش حاضر بود ؛ آن
الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 528
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٥٢٨