تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 526

مساهمون:

ص٥٢٦
محمد بن على ، از محمد بن سنان و اسماعيل بن غياث قصرى از داود رقّى روايت كرده‌اند كه مىگويد : به امام كاظم عليه السّلام عرض كردم : من پير شدم ، دستم را بگير و مرا از آتش جهنم نجات بده ، پس از شما امام كيست ؟ حضرت به فرزندش رضا عليه السّلام اشاره كرد و فرمود : پس از من ، امام شما اين است . * ابو القاسم جعفر بن محمد ، از محمد يعقوب كلينى ، از حسين بن محمد ، از معلّى بن محمد ، از احمد بن محمد بن عبد اللّه ، از حسن ، از ابن ابى عمير ، از محمد بن اسحاق بن عمّار نقل كرد كه گفته است : به امام كاظم عليه السّلام عرض كردم : آيا مرا راهنمائى نمىكنى به كسى كه بتوانم مسائل دينىام را از او فرابگيرم ؟ حضرت فرمود : اين پسر من على عليه السّلام است ؛ پدرم دستم را گرفت و مرا به داخل قبر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم برد و به من گفت : فرزندم ! خداوند عزّ و جلّ فرموده است :
إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً
« 1 » و هرگاه خداوند وعده‌اى كند به آن عمل خواهد كرد . * ابو القاسم جعفر بن محمد ، از محمد بن يعقوب ، از محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از حسن بن محبوب ، از حسين بن نعيم صحّاف روايت كرد كه گفته است : من و هشام بن حكم و على بن يقطين در بغداد بوديم ، على بن يقطين گفت : نزد عبد صالح بودم ( لقب امام كاظم عليه السّلام ) و آن حضرت به من فرمود : اى على بن يقطين ! اين على است سرور و آقاى فرزندانم مىباشد و من كنيهء خود را به او بخشيدم . و در روايت ديگر چنين آمده است : و من كتابهاى خود را به او بخشيدم . هشام با دستش بر پيشانى خود زد و گفت : واى بر تو ! تو چه گفتى ؟ على بن يقطين گفت : به خدا سوگند من همين را از حضرت كاظم عليه السّلام شنيدم . هشام گفت : به خدا سوگند كه امامت پس از حضرت كاظم عليه السّلام به او اختصاص پيدا خواهد كرد . * ابو القاسم جعفر بن محمد ، از محمد بن يعقوب ، از برخى از اصحابش ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از معاوية بن حكيم ، از نعيم قابوسى ، از امام كاظم عليه السّلام روايت كرد كه
هامش
( 1 ) . سورهء بقره : 30 . « من بر روى زمين خليفه و جانشين قرار خواهم داد » .
الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 526 | الشيخ المفيد / موسوى كرمانى