* گروهى از اهل علم نقل كردند : امام كاظم عليه السّلام صلهها و جوايز دويست دينارى تا سيصد دينارى مىبخشيد ، تا اينكه كيسههاى امام كاظم عليه السّلام همچون ضرب المثل شد .
* ابن عمّار و غير او از راويان نقل كردند : وقتى هارون به حج رفت و نزديك مدينه رسيد ، بزرگان و سرشناسان مدينه به استقبال او رفتند و پيشاپيش آنان امام كاظم عليه السّلام سوار بر قاطر ديده مىشد .
ربيع به حضرت گفت : اين چه مركبى است كه با آن به استقبال امير المؤمنين آمدى ؟
اگر با آن به دنبال چيزى به روى ، بدان نخواهى رسيد ؛ و چنانچه تو را تعقيب كنند ، نمىتوانى به وسيلهء آن نجات پيدا كنى .
حضرت فرمود : اين مركب از غرور و تكبر اسبها تواضع كرده ، و از خوارى و ذلت شتران ابا نموده است ، و بهترين امور معتدلترين آنها است .
چون هارون وارد مدينه شد به همراه مردم به زيارت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم رفت ، پس نزديك قبر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رفت و گفت : سلام بر تو اى رسول خدا ، سلام بر تو اى عموزاده ؛ و اين سخنان را با غرور و افتخار گفت .
در آن لحظه امام كاظم عليه السّلام نزديك قبر رفت و گفت : سلام بر تو اى رسول خدا ، سلام بر تو اى پدر .
چهرهء هارون دگرگون شد و خشم در آن پديدار گشت .
* ابو زيد از عبد الحميد نقل كرده است : روزى محمد بن الحسن در حضور هارون الرشيد در مكه از امام موسى عليه السّلام پرسيد : آيا جايز است براى محرم كه بر روى مركب خود سايبان قرار دهد ؟ حضرت در پاسخ فرمود : در حالتهاى عادى و غير اضطرارى اين كار جايز نيست .
محمد بن الحسن گفت : آيا جايز است در حالتهاى عادى و غير اضطرارى زير سايه راه برود ؟ حضرت فرمود : آرى .
محمد بن الحسن از اين جواب خنديد . حضرت فرمود : آيا از سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم تعجب و نسبت به آن استهزا مىكنى ؟ رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در هنگام احرام سايهبان را از روى
الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 512
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٥١٢