تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 514

مساهمون:

ص٥١٤
روزى به برخى از افراد مورد اعتمادش گفت : آيا مردى از خاندان ابى طالب را مىشناسيد كه وضع مالى خوبى نداشته باشد كه امورى را كه بدان نياز دارم به من بشناساند ؟ پس على بن اسماعيل فرزند جعفر بن محمد ( امام صادق عليه السّلام ) را به او معرفى كردند . يحيى بن خالد براى او پول فرستاد . امام كاظم عليه السّلام با على بن اسماعيل انس داشت و به وى پول و صله مىداد . يحيى بن خالد نامه‌اى براى على بن اسماعيل فرستاد و در آن او را به آمدن نزد هارون الرشيد تشويق و ترغيب كرد و به وى وعدهء صله و احسان داد . على بن اسماعيل خود را براى رفتن به دربار خلافت آماده كرد . امام كاظم عليه السّلام از قصد وى آگاه شد و او را خواست و به وى فرمود : اى برادرزاده ! به كجا مىخواهى به روى ؟ على بن اسماعيل گفت : به بغداد . حضرت پرسيد : براى چه‌كارى به آنجا مىروى ؟ گفت : بدهى دارم و دستم خالى است . امام كاظم عليه السّلام فرمود : من بدهى تو را پرداخت مىكنم . على بن اسماعيل به سخنان امام كاظم عليه السّلام اعتنا نكرد و مشغول تدارك اسباب سفر شد . حضرت بار ديگر در پى او فرستاد و به وى فرمود : مىخواهى به روى ؟ گفت : آرى ، بايد بروم . حضرت فرمود : ببين اى برادرزاده ! از خدا بترس و فرزندانم را يتيم نكن . و فرمان داد به وى سيصد دينار و چهار هزار درهم بدهند . چون على بن اسماعيل از نزد حضرت برخاست و بيرون رفت ، امام عليه السّلام به يارانش فرمود : به خدا سوگند او سعى در كشتن من و يتيم كردن فرزندانم خواهد كرد . ياران به ايشان گفتند : خداوند ما را قربان شما گرداند ! شما كه مىدانيد او چنين خواهد كرد ، چرا به او صله مىدهيد و احسان مىكنيد . امام عليه السّلام فرمود : پدرم از پدرانش از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم نقل كرده است كه فرمود : هرگاه خويشى و رحم قطع شود و سپس وصل شود ، و پس از آن دوباره قطع شود ، خداوند آن را قطع خواهد كرد ؛ و من مىخواستم پس از اينكه او قطع رحم كرد ، صلهء رحم كنم تا اگر رحمم را قطع كند ، خداوند رحمش را قطع كند .