تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 513

مساهمون:

ص٥١٣
سر خود برداشت و زير سايه با لباس احرام پياده رفت . اى محمد ! احكام خداوند از روى قياس به دست نمىآيد ، و هركس برخى از احكام را به برخى ديگر قياس كند ، از راه راست باز مانده و گمراه مىشود . محمد بن الحسن خاموش ماند و نتوانست پاسخ دهد . مردم از امام كاظم عليه السّلام روايات بسيارى نقل كردند و همچنان كه بيان كرديم ايشان فقيه‌ترين مرد عصر خويش بود ، و بهترين آنان در حفظ قرآن ، و در تلاوت كتاب خداوند داراى زيباترين صداها بود ، و هرگاه قرآن تلاوت مىكرد با صداى حزين تلاوت مىكرد و به هنگام تلاوت گريه مىكرد و كسانى را كه به تلاوت ايشان گوش مىدادند نيز به گريه وامىداشت ، و مردم در مدينه او را « زين المتهجّدين » مىناميدند . و نام او را كاظم نهادند به خاطر فروخوردن خشم و كظم غيظ و صبر نمودن بر رفتار ستمگران با او ، تا اينكه آن حضرت در زندان و بند آنان كشته شد .

فصل در بيان علت وفات آن حضرت و گوشه‌هايى از ماجرايى كه به وفات ايشان منجر شد

احمد بن عبيد اللّه بن عمّار ، از على بن محمد نوفلى ، از پدرش ؛ و احمد بن محمد بن سعيد ، و ابو محمد حسن بن محمد بن يحيى به نقل از اساتيد خويش ، علت زندانى شدن امام كاظم عليه السّلام و سپس به شهادت رسيدن آن حضرت توسط هارون الرشيد را چنين نقل كردند : روزى هارون الرشيد فرزندش را در دامان جعفر بن محمد بن اشعث قرار داد ، يحيى بن خالد بن برمك نسبت به جعفر بن محمد بن اشعث حسادت كرد و با خود گفت : چنانچه خلافت به فرزند هارون برسد حكومت و نفوذ من و فرزندانم از بين خواهد رفت ، پس عليه جعفر بن محمد كه به امامت معتقد بود ، نقشه كشيد و با او طرح دوستى و الفت ريخت و بسيار به منزلش رفت‌وآمد مىكرد و از احوالش باخبر مىشد و به هارون الرشيد گزارش مىداد و بر آن اضافه مىكرد تا آتش كينه را در دل هارون الرشيد شعله‌ور سازد .
الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 513 | الشيخ المفيد / موسوى كرمانى