فصل [ : نتيجهگيرى ]
اين روايت علاوه بر اينكه حجيّت استدلال بر امامت را به اثبات مىرساند ، متضمن نشانههايى از اعجاز از سوى امام صادق عليه السّلام مىباشد مانند دو روايتى كه گذشت ، يعنى خبر دادن از غيب و امور غيبى ، و نيز مشتمل است بر برهان و استدلال مشابه آنچه كه در آن دو روايت ذكر شد .
[ تلاش نافرجام ابن ابى العوجا ]
* ابو القاسم جعفر بن محمد قمى ، از محمد بن يعقوب كلينى ، از على بن ابراهيم بن هاشم ، از پدرش ، از عباس بن عمرو فقيمى نقل كرده است كه گفت : ابن ابى العوجا ، ابن طالوت ، ابن اعمى و ابن مقفّع به همراه تعداد ديگرى از زنادقه در زمان حج در مسجد الحرام گرد آمده بودند ؛ امام صادق عليه السّلام نيز در مسجد مشغول فتوا دادن و تفسير قرآن براى مردم بود و به پرسشهاى آنان با دليل و بيّنه پاسخ مىداد .
آن گروه به ابن ابى العوجا گفتند : آيا مىتوانى اين فردى را كه نشسته است به اشتباه بياندازى و سؤالى از او بپرسى كه او را نزد جمعيتى كه گردش آمده ، رسوا كنى ؟ خود مىبينى كه مردم چقدر فريب او را خوردند و او دانشمندترين زمان خود است .
ابن ابى العوجا گفت : آرى .
سپس جلو رفت و مردم را كنار زد و گفت : اى ابا عبد اللّه ! مجالس حكم امانتها را دارد ، و هركس كه سرفهاش بگيرد به ناچار بايد سرفه كند ، آيا اجازه مىدهى سؤالى بپرسم ؟
امام صادق عليه السّلام فرمود : اگر مىخواهى ، بپرس .
ابن ابى العوجا گفت : تا كى پا بر اين خرمن مىگذاريد و به اين سنگ پناه مىبريد ، و اين خانه را - كه با سنگ و آجر بالا رفته - مىپرستيد ، و مانند شتر رم كرده به گرد آن مىدويد ؟
هركه در آن انديشه كند خواهد دانست كه چنين كارى از براى انسان خردمند نيست ؛ پس چيزى بگو كه تو سردمدار اين دين و قلّهء رفيع آن و پدر تو پايه و ركن آن بوده است .