تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 486

مساهمون:

ص٤٨٦
مراد حضرت اين است كه حواس بدون عقل ، به شناخت امور عينى و پنهان كمك نمىكند ؛ و آنچه آدمى مىبيند از حادث شدن تصوير ، در واقع معقولى است كه علم بدان بر اساس امرى محسوس انجام گرفته است .

[ سخنان منقوله از امام صادق عليه السلام ]

فصل [ در تقسيم آن حضرت علم مردم را به چهار چيز ]

و از جمله آنچه از آن حضرت نقل شده است در وجوب شناخت خداوند متعال و دين او ، اينكه فرمود : علم همهء مردم را در چهار چيز يافتم : اول ، در اينكه خداى خويش را بشناسى ؛ دوم ، بدانى كه با تو چه كرد ؛ سوم ، بدانى كه از تو چه مىخواهد ؛ و چهارم ، بدانى چه كارهايى تو را از دين خويش به در مىبرد . اين اقسام بر آن دسته از معارف كه ضرورى هستند احاطه دارند ، زيرا كه اولين چيزى كه بر بنده واجب است همان شناخت پروردگارش مىباشد ؛ و چون بنده فهميد كه خدايى دارد ، مستدعى شد كه بداند براى او چه كرده است ؛ و چون دانست كه چه نعمت‌هايى براى او انجام داده ، شكر و سپاس از آن خداى متعال بر او واجب شد ؛ و هروقت درصدد آيد شكر خداى را به‌جاى آورد ، واجب شد شناختن خواستهء خود تا با رفتارش از او اطاعت كند ، و چون اطاعت او واجب شد پس مستدعى است كه آنچه او را از دينش خارج سازد بشناسد تا از آن پرهيز كند و طاعت او از براى پروردگارش و به جاى آوردن نعمت‌هايش به خلوص برسد .

فصل [ در نقل گفتارى از آن حضرت در عدم شباهت خداوند به چيز ديگر ]

و از جمله فرمايش‌هاى به ياد مانده از آن حضرت در مورد توحيد و نفى تشبيه سخنانى است كه حضرت به هشام بن حكم فرمود ، در آن سخنان آمده است : خداوند به چيزى شبيه نيست و چيزى به او شباهت ندارد ؛ و هرآنچه در وهم و خيال بگنجد ، او بر خلاف آن است .