عنبسة بن بجاد عابد نقل كرده است كه او گفت : امام صادق عليه السّلام هرگاه محمد بن عبد اللّه بن حسن را مىديد چشمانش پر از اشك مىشد و مىفرمود : جانم به قربانش باد ! مردم مىگويند كه خلافت از براى او است حال آنكه او كشته خواهد شد ، و در كتاب على نام او در شمار خلفاى اين امّت نيامده است .
فصل [ : نتيجهگيرى ]
و اين نيز مانند حديث پيشين مشهور بوده و علماى حديث در صحت اين دو حديث ترديدى ندارند ، و اين دو حديث بر امامت امام صادق عليه السّلام و ظهور معجزات از ايشان با خبر دادن از امور غيبى و امورى كه در آينده خواهد افتاد ، دلالت دارد ، همچنان كه پيامبران خبر مىدادند و آن را دليل بر پيامبرى و راستگويى خود مىدانستند .
[ مناظرات امام صادق عليه السلام ]
[ مناظرهء مرد شامى با ياران امام صادق عليه السّلام ]
* ابو القاسم جعفر بن محمد بن قولويه ، از محمد بن يعقوب كلينى ، از على بن ابراهيم بن هاشم ، از پدرش به نقل از جماعتى از رجال خويش ، از يونس بن يعقوب روايت كرده است كه گفت : نزد امام صادق عليه السّلام بودم كه مردى از اهل شام بر او وارد شد و گفت : من مردى هستم اهل كلام و فقه و اهل واجبات و براى مناظره با ياران تو آمدم .
حضرت صادق عليه السّلام به او فرمود : آيا سخن تو از سخنان رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم برگرفته شده است يا از خود مىگويى ؟
گفت : قسمتى از آن از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است و قسمتى از خودم .
حضرت فرمود : پس تو شريك رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هستى .
مرد شامى گفت : نه .
حضرت پرسيد : آيا از جانب خدا بر تو وحى شد ؟
مرد گفت : نه .
امام صادق عليه السّلام رو به من كرد و فرمود : اى يونس بن يعقوب ! اين مرد پيش از اينكه