تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
و مقصودشان را استوار مگردان و در كارى كه كردند بدى را به آنها نشان ده .

فصل از سخنان او عليه السّلام وقتى كه از ذى قار رخت بربست و قصد بصره را نمود

پس از حمد خدا و ستايش او و درود بر پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : امّا بعد ، همانا كه خداوند جهاد را واجب گرداند و بزرگ داشت و آن را يارى براى خويش قرار داد . به خدا سوگند كه هيچ دنيا و دينى راست و درست نشد مگر به وسيلهء جهاد ، و همانا كه شيطان حزبش را گرد آورده است و لشكرش را فرا خواند و در آن مورد شبهه ايجاد كرد و فريفت ، و همانا كه امور آشكار شده و جلوه يافته است . به خدا سوگند آنها هيچ منكرى را از من نديدند و ميان من و خود انصاف قرار ندادند ، و آنها در طلب حقّى هستند كه خود آن را واگذار كردند و خونى كه خود آن را ريختند ، و اگر من با آنها در آن مورد شريك بودم خود در آن سهمى دارند ، و اگر آنها بدون من عهده‌دار آن بودند تبعات آن به عهدهء خودشان است ، و بزرگ‌ترين حجّت آنها بر خودشان است . و من بر بينش و بصيرت خود هستم و چيزى بر من مبهم و پوشيده نگشت و ايشان همان گروه ظالم و ياغى هستند كه تب و تاب دارند و زهر عقرب مويش دراز گشته و آمادهء ريختن شده است ، از مادرى شير مىخورند كه شير ندارد و پيمانى را زنده مىكنند كه متروك شده است تا دوباره گمراهى به جاى خود باز گردد . من از كرده‌هايم پوزش نمىخواهم و از آنچه كه انجام داده‌ام بيزارى نمىجويم ، پس ناكامى خواهد بود براى دعوت‌كننده و هر كس او را دعوت كرده اگر به او گفته شود : دعوت تو براى كيست ؟ و پاسخ چه كسى را گفته‌اى ؟ و چه كسى امام تو است ؟ و روش و سنّت او چيست ؟ در آن صورت باطل از جاى خود رانده شود ، و زبانش از سخن باز ماند و نتواند سخن گويد ، و به خدا سوگند حوضى را برايشان پر كنم كه من خود آب‌آور آن باشم از آن بيرون نروند و پس از آن هرگز سيراب نگردند ، و من به حجت و دليل خداوند بر ايشان و عذرش در ايشان راضى و خشنودم كه من ايشان را فراخوانده و براى
الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 224 | الشيخ المفيد / موسوى كرمانى