شود ، و به وسيلهء ما آغاز شد نه به وسيلهء شما و به وسيلهء ما ختم مىشود نه به وسيلهء شما .
فصل از مختصر سخن او عليه السّلام در فراخواندن براى خويشتن و خاندانش
فرمودهء او كه : همانا خداوند محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را به پيامبرى اختصاص داد و به رسالت برگزيد و او را به وحى آگاه ساخت ، پس به مردم خير بسيار رساند و نزد ما - اهل بيت - گنجينههاى دانش و درهاى حكمت و روشنايى امر ، پس هركه ما را دوست بدارد ايمانش او را سود رساند و اعمالش پذيرفته شود ، و هركه ما را دوست ندارد ايمانش او را سود ندهد و عملش پذيرفته نشود هرچند كه روز و شب تلاش كند و رنج ببرد .
فصل [ سخنان آن حضرت پس از بيعت مردم با عثمان ]
و از آن جمله آنچه كه عبد الرحمن بن جندب از پدرش جندب بن عبد اللّه روايت كرده ، مىگويد : پس از آنكه مردم با عثمان بيعت كردند بر على بن ابى طالب عليه السّلام در مدينه داخل شدم ، او را سر به زير افكنده و اندوهگين ديدم ، به او گفتم : چه بر سر قوم تو آمده است ؟
فرمود : شكيبايى نيك .
به او گفتم : سبحان اللّه ، به خدا سوگند كه تو شكيبا هستى .
فرمود : پس چهكار كنم ؟ !
گفتم : در ميان مردم برخيزى و آنان را به سوى خود فراخوانى و ايشان را آگاه سازى كه تو در فضيلت و پيشى نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم برترى ، و از آنان بخواهى كه تو را بر اين گروهى كه بر تو همدست شدهاند يارى دهند ، پس اگر ده تن از صد نفر پاسخ تو را گويند ، با ده نفر بر صد نفر سختگيرى ؛ و اگر به نزد تو آيند ، كار آنچنان خواهد بود كه دوست دارى ؛ و اگر ابا كردند و سر بر تافتند ، با آنان بجنگى ، پس اگر بر ايشان پيروز شوى آن سلطان خداوند است كه به پيامبرش صلّى اللّه عليه و آله و سلّم داده و تو به آن از ايشان شايستهترى ؛ و اگر در طلب آن كشته