تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه رابى بنيامين تودولايى ( فارسى ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
دوم اين‌كه در جنگ با كفار براى من اسلحه بفرستيد . اما مهم‌تر از همه اين‌كه با دادن غذا و وسايل مورد نياز به من و سپاهيانم ، ما را حمايت كنيد . يهوديان با يكديگر مشورت كردند و تصميم گرفتند به خاطر برادران يهود خود در ايران به خواسته‌هاى پادشاه سلجوقى عمل كنند . آن‌ها دروازه‌ها را باز كردند ، شاه و سپاهيان‌اش با احترام وارد شهر شدند و يهوديان پانزده روز تمام از آنان پذيرايى كردند . در اين فاصله موضوع را مخفيانه به متحدين صحرانشين خود خبر دادند و آن‌ها با نيرويى عظيم حركت كردند و تمام راه‌هاى عبور را بستند . وقتى پادشاه ايران وارد جنگ شد ، دشمن او را محاصره كرد و به سختى شكست داد . قسمت زيادى از سپاه ايران كشته شدند و شاه با اندك سپاه باقىمانده عقب‌نشينى كرد . يكى از جنگ‌جويان سپاه ايران يك يهودى را به نام موشه با حرف‌هاى خود فريب داد و به ايران برد و به عنوان خدمت‌كار نزد خود نگاه داشت . يك روز كه در حضور پادشاه مسابقه‌ى تيراندازى برپا كرده بودند ، موشه به عنوان به‌ترين تيرانداز انتخاب شد . پادشاه با كمك مترجم از او پرسيد كه اهل كجاست و موشه آن چه را بر او گذشته بود تعريف كرد و گفت كه چه‌گونه
سفرنامه رابى بنيامين تودولايى ( فارسى ) — صفحة 132 | رابى بنيامين تودولايى / مهوش ناطق