از آنجا تا كولام « 1 » هفت روز است . از اين شهر منطقهى امپراطورى آفتابپرستان كه از كوش آمدهاند ، شروع مىشود . مردم اين شهر سياه پوستاند ، در علم نجوم و طالعبينى مهارت دارند و در تجارت بسيار امين و درست كارند . اگر يك تاجر غريبه وارد بندر آنها شود سه دفتردار دربار ، پيش آنها مىروند ، نامشان را يادداشت مىكنند و آنها را با خود نزد شاه مىبرند . پادشاه امنيت دارايىهاىشان را ، كه بدون نگهبان رها كرده اند ، از همه نظر تضمين مىكند . در يك مغازه ، كارمندى نشسته است كه تمام اجناس گمشده را تحويل مىگيرد و اگر صاحب جنس نشانى دقيق آن را داد ، جنس را به او پس مىدهد . اين كار در سراسر امپراطورى يك رسم است . در تمام طول تابستان از عيد پاك تا جشن سال نو « 2 » هوا به شدت گرم است . شبها براى كار از خانه بيرون مىروند و ساعت سه بعد از نيمه شب به خانههاىشان برمىگردند . همهى چراغهاى شهر در شب روشن است و مردم در زير اين نور كار مىكنند ، چون كار در گرماى روز غير ممكن است .
در اين منطقه فلفل به عمل مىآيد . كشتزارها در بيرون
هامش
( 1 ) .Kulam .( 2 ) . از آوريل تا اكتبر .