جهت كسب پول و نشان حاضرند خود را در برابر منفورترين و ستمگرترين پادشاهان مستبد خوار و خفيف نمايند .
در اين شمارهء « قانون » چنين نتيجهگيرى مىشود : « پس آخر چه بايد كرد ؟ »
« بايد آدم شد . بايد آدم پيدا كرد . و بايد با آدم اتفاق كرد . »
« كدام آدم و چه اتفاق ؟ »
« اهل علم به شما ياد خواهند داد . »
« كدام اهل علم ؟ »
« اگر شما اهل علم را تا به حال پيدا نكردهايد ، اهل علم شما را پيدا خواهند كرد . »
قابل توجهترين نكات مندرج در ساير شمارههاى « قانون » عبارتند از :
در شمارهء 5 ، مورخ 18 ژوئن 1890 ، ستايش بسيار از وليعهد وقت ، مظفر الدين ميرزا ، به عمل آمده و از وى چنين ياد مىشود : « اين وجود سعيد كه جامع اميدهاى ايران است ، محبوب عامه واقع شده است . » در اين شماره ، از زبان سياحى اروپايى كه بهطور غيررسمى از جانب يكى از دول بزرگ غربى به ديدار و تهيهء گزارش از ايران اعزام شده است ، شرحى در باب جنبش نوين حمايت از قانون و مشروطيت در ايران ، كه در اصطلاح معهود « عالم آدميت » خوانده مىشود ، ارائه ، و سپس توصيفى از گستردگى آن ، شور و حرارت پيروان و طرق جذب ايشان و كيفيت گردآوردن اموال جهت حمايت از اين تشكيلات نيمه فراماسونى بيان مىگردد .
در شمارهء 6 ، مورخ 18 ژوئيه 1890 ، تقبيح ذيل - كه به تاجرى قزوينى نسبت داده مىشود - در مورد اعطاى امتيازات پىدرپى و فزاينده به بيگانگان ، كه ويژگى اصلى اين دوران است ، درج گرديده است :
« كسى نيست از اين جوان نجيب « 1 » بپرسد : اين حقوق و اين امتيازات دولت ما را به چه قانون به اوباش خارجه مىفروشيد ؟ اين معاملات تجارى موافق شرع اسلام و موافق قانون هردولت ، حق و مال خلق اين ملك است . اين معاملات وسايل و سرمايهء گذران ما هستند . شما اين وسايل گذران مسلمين را به چه جسارت به كفار مىفروشيد ؟ مگر خلق ايران واقعا مردهاند كه تركهء آنها را اينطور حراج مىكنيد ؟ »
هامش
( 1 ) . تصور مىكنم منظور امين السلطان است .