و مال و شرف در ايران را مورد بحث قرار مىدهد . در اين شماره به ديگر جريدهء آنزمان ، يعنى روزنامهء فارسىزبان « اختر » منطبعهء قسطنطنيه ، محض خدماتش به آرمان آزادى ملت ايران تهنيت گفته و به فرزندان شاه ، كه حسودانه مراقب يكديگر بوده و هريك اميدوار نيل به مسند سلطنت ، هشدار داده مىشود كه عنقريب « جهالت اين وزارت كه بر روى دولت ايران افتاده ، چيزى باقى نخواهد گذاشت كه قابل نزاع باشد . »
پارهاى عبارات اين جريده ، با توجه به رخدادهاى بعدى ، تقريبا لحنى پيشگويانه دارد ؛ به عنوان مثال عبارات زير را از شمارهء 4 ، مورخ 20 مه 1890 ، به دست مىدهيم :
« بعضى وجودهاى بىرگ و مسكينخيال كه حالت ديگران را هميشه از روى حقارت خلقت خود قياس مىكنند ، مىگويند ايران بىحس شده است و ديگر اين حرفها به جايى نخواهد رسيد . راست است . خردهبزرگان ما بازار بيعارى را در اين ايام بهقدرى كه توانسته رواج دادهاند . امّا ، عنقريب خواهند ديد كه ايران به كلى خالى نشده و هنوز روح آدميت در اين ملك زنده است . »
آقاى ويلفرد بلانت
( Wilfrid Blunt )
، در اثر جالبش « تاريخ سرّى اشغال مصر توسط انگليس »
( Secret History Of the English Occupation Of Egypt )
- صفحات 87 - 82 - احساسى را كه شخصيت ملكم خان ، كه او را در 27 ژوئيه 1880 ملاقات كرده ، در وى برانگيخته چنين وصف مىكند : « پيرمردى كوچك اندام با بينى بلند و چشمانى به غايت سياه » ، سپس مىافزايد « هنگامى كه تركش گفتم ، اين احساس را داشتم كه برجستهترين مردى است كه تاكنون ملاقات كردهام و بيش از هر زمان ديگر به تفكر برتر مغز شرقى معتقد شدم . » وى همچنين پارهاى توضيحات ملكم خان در مورد نظريه و اقدامات متهورانهاش ، و نيز « كيش آدميت » را كه در پى ترويج آن در ايران بوده بازگو كرده و مىنويسد ملكم داعيه داشت كه تا پيش از آنكه شاه ، به سبب حسادت به قدرت روزافزونش ، به وى « جواز سفر » و « مقام سفارت كلّ در تمامى دربارهاى اروپايى » را اعطا نمايد ، قريب سى هزار تن پيرو داشته است . حدود چهار يا پنج سال بعد بود كه من با اين سياستمدار برجسته آشنا شدم . امّا ، وى بيشتر در باب طرح جديدش در زمينهء گونهاى الفباى تحرير فارسى ، تركى و عربى با حروف مقطع كه در تلاش تكميل آن بود بحث كرد تا راجع به « كيش آدميت » نمونهاى از اين حروف عملا زير نظر وى تهيه و يكدستگاه حروفچينى كوچك نيز توسط يك ايرانى مبتكر ، كه تصور مىكنم نامش حاجى محمد خان بود ، در « ناتينگ هيل گيت »
( Ntting Hill Gate )
، كه چندان دور از هلندپارك
( Holland Park )
- يعنى مقر هيأت نمايندگى ايران - نيست ، مستقر گشته بود . گلستان سعدى و