هزار ليرهء استرلينگ در سال براى شما منظور داشته است ، براى حكومت نيز يكچهارم منافع ساليانه را خواستار گرديده است . اين نكته صحت برآورد و حسابدانى مردان آزمودهء كشور را به شما ثابت مىكند كه بدون هيچگونه تحميل به شركت ، لياقت آن را داشته كه به وسايل غير مستقيم چنين سهمى را براى دولت درنظر گيرند .
« اينك ، تا آنجا كه به ملت مربوط است ، آنان از اين امتياز منتفع خواهند شد . زيرا حاليه تنباكو پيش از رسيدن به دست مصرفكننده سه يا چهاربار دستبهدست مىگردد . . . عوارض راهدارى و حمل و نقل كه در حال حاضر وجود دارد . . . چندان حائز اهميت نيست . بنابراين ، حاليه مسلما مالياتها موجب اجحاف عظيم بازرگانان و سوداگران تنباكو نيست ، بلكه سبب واقعى آنست كه اين سوداگران ، كه سرمايهاى اندك را نيز صاحبند ، مايل به كسب درآمد فزونترند و حتى جهت افزودن بر ميزان سود مواد ديگر را نيز به تنباكو مىآميزند . لهذا ، من برآنم كه ملت يكى از طرفداران حقيقى امتياز شما خواهد بود ، چراكه تنباكويى ارزان و به دور از تقلب را خريدارى مىكند .
« در اين ميان تنباكوكاران بيش از هركس ديگر منتفع مىگردند . زيرا تجار با خوار شمردن محصول آنان به قصد خريد ارزانتر و پرداختهايى وعدهدار ، آسيب بزرگى به ايشان وارد مىكنند .
در حالى كه شركت شما مراقب خواهد بود كه توليد تنباكوى مرغوب را با پرداخت قيمتهاى سودآور و اعطاى مساعده تشويق كند .
« خلاصه آنكه اين امتياز آيندهء درخشانى را فراروى دارد . از همان آغاز سودى سرشار حاصل خواهد گشت و تمامى طرفهاى ذينفع ، از حكومت و شركت و مصرفكننده و توليدكننده ، مطمئنا سهم خود را از اين سود خواهند برد . من بدين امر اطمينان دارم . »
بدين ترتيب بنا بود همه ، به استثناى تجار شرور ايرانى تنباكو « كه سرمايهاى اندك را نيز صاحب » بوده و درخور توجه نبودهاند ، خوشنود و شادمان گشته و از اين شركت - كه خود قرار بود با حس باطنى صحتعمل و سودى بيش از پنجاه درصد سرمايه پاداش يابد - بهرهور گردند . اين امتياز چنان كه بايد در مقر هيأت نمايندگى بريتانيا در تهران ، در 9 مه 1890 ، به ثبت رسيد و ليست اشتراك از چهارم تا ششم نوامبر بازگرديد و تمامى تمهيدات اجراى اين امتياز در سال بعد انجام يافت .
در اينجا بايست رشتهء داستان را رها سازم تا در باب يك ماجراجويى ادبى ، كه بدون ترديد در افزايش نارضايى از ولخرجىهاى شاه و عدم توجه وى به منافع ملت بىتأثير نبود ، سخن گويم .
ملكم خان كه با شاه و وزراى وى - خاصه با امين السلطان كه بعدها به اتابك اعظم ملقب گشت -
انقلاب مشروطيت ايران ( فارسي ) — صفحة 49
مساهمون: ادوارد براون
ص٤٩